تاریخ شیعه

تاریخ شیعه

پیدایی تشیع و عوامل مؤثر آن از دیدگاه مستشرقان

مقدمه

        امروزه آیین شیعه در عرصه جهانی به خصوص جهان اسلام به عنوان مذهبی تأثیر گذار بر تحولات سیاسی، اجتماعی، فکری و فرهنگی مسلمانان شناخته می شود.به این دلیل و دلایل دیگر، مذهب تشیع مورد توجه بسیاری از محققان و پژوهشگران در سراسر دنیا به ویژه مستشرقان قرار گرفته و روند نگارش مقاله، کتاب و تأسیس مراکز پژوهشی در این زمینه در سالهای اخیر رو به فزونی است.

      اکنون پرسش اصلی این است که دیدگاه مستشرقان درباره به وجود آمدن(پیدایش تشیع) مذهب تشیع چیست؟زمینه و علت پیدایش این مذهب از نظر آنان بر چه امری استوار است؟ و دلیل اصلی این اظهار نظر از سوی آنان چیست؟ به همین خاطر، در این پژوهش تلاش بر این است تا دیدگاه برخی از مستشرقان معاصر غیر مسلمان در این باره، که نگاهی برون دینی به مکتب و مذهب تشیع دارند طرح و با یک نگاه درون دینی با تکیه بر اسناد تاریخی وکلامی مورد بررسی و نقد قرار گیرد.

     اهمیت و ضرورت پرداختن به چنین مباحثی به این دلیل است که خاورشناسان چه در دوره هجوم استعماری و چه در دوران معاصر که نگاهی به اصطلاح علمی به اسلام و بخصوص تشیع دارند، کلامشان بار معنایی خاصی دارد.مؤید این مطلب را می توان به وضوح در مقاله آقای اتان کلبرگ با نام از امامیه تا اثنی عشریه[2] را دید.نگاهي كه مستشرقان در پيدا شدن مذهب شيعه دارند، تشيع را يك مكتب همه ‌جانبه به صورت امروزه از آغاز رسالت پیامبر(ص)نمي‌دانند.بلكه معتقدند تشيع به تدريج در يك فرايند زماني شكل و تكامل يافت.این اعتقاد خلاف عقیده شیعه و حتی برخی نقلیات  منابع سنی است. لذا در این تحقیق با روشی تحلیلی به موضوع نگاه می شود.

 

تعریف واژه مستشرق(شرق شناس)

      شرق شناسی که در زبان فارسی خاورشناسی و در زبان عربی استشراق و در انگلیسی (Orientalism )[3] خوانده می شود، مطالعه و پژوهش درباره تاریخ، فرهنگ، سیاست و اقتصاد و..... همه جنبه های مربوط به شرق است.

       از نظر ادوارد سعید:

      «تعریف شرق شناسی آن است که بر اساس آن هر کس که به تدریس، نوشتن و پژوهش پیرامون شرق بپردازد، چه انسان شناسی باشد و چه جامعه شناسی و یا تاریخ، شرق شناسی خواهد بود.»[4]

       شرق شناسی توسط مستشرقان در دوره های مختلف تاریخی صورت گرفته و هر دوره دارای رویکرد خاصی است.اندیشمندان غربی فعال در این زمینه مدعی هستند که با پژوهشهای عینیت گرا در مورد شرق توانسته اند نکات و زوایای پنهان را به شرقیان بشناسانند که مردم شرق خود توانایی رسیدن به آن را نداشته اند.[5] لذا زمان حضور آنان در شرق، موضوعات مورد مطالعه و بررسی های آنان، علت و انگیزه های تحقیق و پژوهش توسط آنها از جمله نکاتی است که هنگام تحقیق و مطالعه بر روی آثارشان باید مورد توجه اندیشمندان مسلمان قرار گیرد.

 

پیشینه شیعه پژوهی از سوی مستشرقان

      آشنایی خاورشناسان و غربیان با اسلام و تشیع به صورت رسمی به زمان جنگ های صلیبی باز می گردد. [6]اما گزارش های تاریخی حاکی است که ارتباط بین دولت های شیعی و مستشرقان، در قبل از این برخورد نیز صورت گرفته است. از قرون وسطی به بعد، مستشرقان با اهداف عمدتا سیاسی[7] به شیعیان بیشتر توجه می کردند.لذا کار علمی منظمی در این دوره صورت نگرفته است.

      چنان که در آثار  افرادی چون مارکوپولو و....وبرخی سفرنامه ها، تنها اطلاعات پراکنده ای درباره عقاید و آراء آیین تشیع یافت می شود که در برخی از این گزارشها اشکالات اساسی وجود دارد.به نظر می رسد اینان بیشتر مطالب خود را بر اساس عملکرد عوام از شیعیان[8] و گاهی هم از اسماعیلیان و غلات گرفته و این رفتار آنان را، متعلق به شیعه اعتقادی اثنی عشری می دانند.به عبارت دیگر رفتارهای پیروان تشیع (به معنای عام) را معیار عقاید صحیح شیعه امامیه فرض، و آنرا به مکتب تشیع نسبت داده اند.در نتیجه حقیقت مذهب تشیع آن گونه که شایسته است به دنیای غرب، که چشم به دهان مستشرقین خود دوخته اند معرفی نشده است.

       در تأیید این مطلب هاینزهالم می نویسد:

       «تحقیقات در مورد شیعه به عنوان یک آیین مستقل هنوز خارج از چارچوب مطالعات کلی اسلامی صورت نگرفته است.مطالعه تطبیقی ادیان به تازگی، شروع به شناخت تشیع کرده است.»[9]

       رویکردهای اخیر مستشرقان درباره تشیع حاکی از آن است که شیعه پژوهی در غرب همانند اسلام پژوهی مورد توجه قرار نگرفت. بلکه در سالهای اخیر به این امر  توجه مناسبی شده است.در گذشته اگرچه نمی توان همه موارد را استقراء کرد اما انگیزه های اغلب استعماری آنان در نگاه به تشیع بسیار واضح است.در دوران معاصر نیز که تحقیق و پژوهش در این درباره رنگ و لعاب علمی به خود گرفته در بررسی تعدادی از این آثار، نگاه آنان به پیدایش تشیع خیلی تغییر نکرده است.

    اکنون در کرسی های اسلام شناسی و شیعه شناسی، موسسات، نهادها و دانشگاههای مختلف، دانشجويان و اساتید غربی و شرقی در انتهاي مقاطع مختلف تحصيلي، مقالات، پايان نامه ها و پروژه هايي درباره تشیع می نویسند.به عنوان نمونه برخی از این آثار به شرح ذیل است:

      نقش سیاسی امامت در اصول تشیع: بررسي موردي امام علی (ع)، شیعه،[10] ،از امامیه تا اثنی عشریه اثر اتان کلبرگ، کتاب جانشینی محمد تألیف مادلونگ، کتاب«تشیع»،اثر هاینز هالم،و....

     در این آثار، فعالیت علمی مستشرقان درباره تشیع به وضوح مشهود است.اکثر این پژوهشگران نگاه شان به تشیع تغییر نکرده و بیشتر تلاش آن ها در صدد شناسایی قدرت شیعه در منطقه خاور میانه متمرکز است.

.     اکنون با توجه به اهمیت موضوع در این تحقیق تلاش بر آن است تا دیدگاه مستشرقانی که بیشتر آنان معاصر بوده و از شیعه شناختی متفاوت با عقاید شیعه دارند، در باره آغاز پیدایش تشیع طرح و مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

 

دیدگاه مستشرقان درباره خواستگاه تشیع

      خواستگاه تشیع موضوعی است بسیار مهم که از سوی مستشرقان و مورخان سنی مذهب مورد توجه قرار گرفته و هر کدام از این پژوهشگران بر اساس تحلیلها و خط مشی فکری و یا منابع و متون تاریخی و کلامی خود، زمانی را برای آغاز تشیع به عنوان یک حزب سیاسی که در مقابل جریان خلافت اسلامی جبهه گرفته مطرح می کنند.نویسندگان و محققان غربی در تلاش برای معرفی شیعیان از حیث تاریخی و فکری ابتدا تشیع را از نگاه خود شیعیان تعریف و سپس به بحث خواستگاه و پیدایش تشیع از دید و نگاه خود می پردازند و برای این موضوع دلایلی می آورند.

     بطور کلی اظهار نظرها، درباره پیدایش شیعه به دو دسته تقسیم می شود:

1.تشیع ریشه در دوره رسول خدا(ص)دارد.[11]

     در این نگاه، تشیع برخاسته از متن دعوت اسلامی و آغاز آن همزمان با شکل گیری اسلام است.

2.تشیع زائیده تحولات و حوادث سیاسی و فکری بعد از رحلت پیامبر است.

     در این دیدگاه تشیع همانند و در عرض دیگر تحولات سیاسی و فکری و بسان رویدادی ناگهانی که بعد از وفات پیامبر(ص) به منصه ظهور رسیده در نظر گرفته می شود.صاحبان این نظریه بر اساس نوع و زمان تحولات فکری و سیاسی به چند دسته تقسیم می شوند:

     الف.عده ای قائلند تشیع بعد از وفات پیامبر(ص)در روز سقیفه پدید آمده است.[12]

     ب.برخی نیز معتقدند تشیع در روز فتنه الدار یعنی حوادث اواخر خلافت خلیفه سوم و جریان شورش مسلمانان که منجر به قتل وی شد به وجود آمده است.به اعتقاد این گروه بعد از این ماجرا، پیروان علی(ع)که همان شیعیان بودند، در مقابل خون خواهان عثمان و به اصطلاح عثمانیان قرار گرفتند.[13]

ج.گروهی اعتقاد دارند که تشیع بعد از جنگ جمل،تا شهادت علی(ع) به وجود آمده است.[14]

د.برخی نیز برآمدن شیعه را در واقعه کربلا می دانند. [15]

ر.عده ای نیز پیدایش آنرا از سوی ایرانیان میدانند.[16]

      با توجه به اهمیت و محوریت موضوع، در آغاز نظریه گروه دوم- یعنی قائلین به پیدایش تشیع بعد از وفات رسول خدا(ص)- ارائه و به نقد و بررسی آن پرداخته می شود و سپس در بخش دیگر نظریه گروه اول- یعنی قائلین به وجود اصطلاح تشیع در زمان رسول خدا(ص)- که اعتقاد اصلی شیعه است، به عنوان نقدی بر نظریه دوم مطرح می شود.

الف.پیدایش تشیع در روز سقیفه

        روز وفات رسول خدا(ص)، انصار در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند.خبر به ابوبکر و عمر رسید.آنان به سرعت خود را به آنجا رساندند.انصار خود را محق جانشینی پیامبر(ص)می دانستند. مهاجران و قریش با استدلال بر اینکه از خویشان و نزدیکان پیامبرند خود را سزاوارتر معرفی می کردند.رقابت در میان انصار از طرفی و اتحاد در میان مهاجران حاضر در سقیفه، کار را برای ابوبکر هموار کرد.هر چند حباب بن منذر در دفاع از جانشینی علی(ع) سخن راند ولی عدم حضور بنی هاشم و یاران با وفای حضرت(ع) این ندا را در نطفه خفه کرد.اعترضات دیگران از جمله عباس عموی پیامبر(ص)و فضل بن عباس، و دیگران نیز در پس این مجلس مؤثر نشد.[17]

      اغلب مستشرقان بر اساس برداشتهای خود از منابع و متون تاریخی و کلامی اهل سنت جریان اختلاف بر سر جانشینی پیامبر(ص)در سقیفه را عامل پیدایش دو مذهب شیعه و سنی می دانند و از وجود یاران و پیروان علی(ع) و احادیث وارده از پیامبر(ص)در باره این گروه، در قبل از سقیفه هیچ گونه اشاره ای نمی کنند.در این نگاه تشیع همانند و در عرض دیگر تحولات سیاسی و فکری و بسان رویدادی ناگهانی که در پی کسب قدرت است به نظر می رسد.از جمله قائلین به این نظریه  می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1)آر،لالانی:

       از لحاظ تاریخی،ریشه اسلام شیعی به زمان بلافصل بعد از رحلت حضرت محمد(ص)    می رسد که عده ای از صحابه پیامبر(ص)، در سقیفه بنی ساعده در مدینه ابوبکر را به جانشینی برگزیدند.[18]

2)دوایت م.رونالدسن:

       به خاطر موضوع خلافت و جانشینی جدایی بزرگی در اسلام به وجود آمد و چه کسی جانشین محمد(ص)خواهد شد؟آیا او دامادش و برادر دینی و هم قسمش را خلیفه میکند؟و یا اینکه معتقد بود عامه مردم باید خلیفه را انتخاب کنند؟این مسأله جانشینی، اسلام را به دو طیف تقسیم کرد.[19]

3)برنارد لویس:

       شکاف بین سنی و شیعیان در آغاز به صورت یک عدم توافق سیاسی بر سر مسأله رهبری امت اسلامی بود.ماجرای جدا شدن شیعیان از اهل سنت با مشاجره بر سر انتخاب خلیفه ،رهبر امت و کشور آغاز شد.[20]

4)فرانسوا توال:

       فهم پدیده تشیع از نظر ژئوپلیتیک مقتضی تفکیک دو وجه یا منظر است.اولین وجه، به شکل گیری تشیع مربوط است که پس از رحلت پیامبر(ص)در مدتی نزدیک به 150 سال در مقام یک اعتراض سیاسی نسبت به جانشینی پیامبر(ص) در رأس امت نوپای اسلامی شکل گرفت.

       خلفای نخستین که نقش ریاست مذهب و سیاست را همزمان عهده دار بودند، از میان صحابه پیامبر(ص) منصوب شدند.اعتراضات سیاسی نیز از همین زمان آغاز می شود. [21]

5)جان نورمن هالیستر:

       تمام مطالعاتی که درباره شیعه صورت گرفته انسان را بی درنگ به مقام علی(ع)و مناسبات او با پیامبر باز میگرداند.این امر موجب پیدا شدن بزرگترین انشعاب در اسلام گردیده است.این انشقاق به مجرد درگذشت محمد(ص) و عنوان شدن مسئله جانشینی پدید آمد.[22]

       در نگاه این گروه از مستشرقان به پیدایش تشیع، نزاع برای کسب قدرت سیاسی بعد از وفات پیامبر(ص) به عنوان عامل اصلی پیدایش این مذهب بیان شده است و مفهوم آن این است که مذهب تشیع هیچ گونه سابقه، و مبانی اعتقادی و کلامی ندارد.

       گروهی دیگر از مستشرقان نیز بر خلاف این نظریه، بیعت مردم با علی(ع)و جریان قتل عثمان را سبب اصلی ایجاد و پیدایی شیعه می دانند:

ب.پیدایش تشیع در جریان قتل عثمان و بیعت با علی(ع)

        عثمان به دنبال فساد اداری و مالی و گماشتن افراد نالایق از بنی امیه و خویشان خود در رأس مناصب دولتی، خشم مردم کوفه و مصر را برانگیخت و چون به اعتراضها ی مکرر مسلمانان در مورد تغییر استانداران و درخواستهای آنان ترتیب اثر نداد، سرانجام با کشف نامه ای از غلام او در قتل شورشیان، انقلاب و شورشی جدی بر علیه حکومت وی به وجود آمد که منجر به قتل وی گردید و سپس مردم با علی(ع)به عنوان خلیفه و خلافت بیعت کردند.[23]

      نقل این سند تاریخی نیز با توجه به نوع برداشتهای مستشرقان در وقایع سیاسی شیعه، سبب شده تا عده ای از آنان زمان  قتل عثمان و بیعت با علی (ع) را روز آغاز پیدایش شیعه  بدانند همانند: 

1)هاینز هالم:

       «در واقع کلمه عربی شیعه به معنی حزب است.شیعه علی(ع) نامی بود که در کشمکشهای ایجاد شده بر سر جانشینی عثمان خلیفه سوم و مقتول در سال35 ه/ ق و 656 م، به افرادی داده شد که از پسر عمو و داماد پیامبر(ص)علی(ع)بن ابی طالب طرفداری می کردند.»[24]

2)یولیوس ولهاوزن:

       «با کشته شدن عثمان، اسلام به دو حزب تقسم شد.حزب علی(ع) و حزب معاویه.در زبان عرب واژه شیعه بر حزب نیز اطلاق میشود.لذا شیعه علی(ع)در برابر شیعه معاویه قرار میگیرد.»[25]

3)مارشال.گ.س.هاجسن:

       اصل مذهب شیعه از آنجا بود که عده ای از مسلمانان به پیروی از یکی از پیشوایان صدر اسلام برخواستند.آنان پشتیبان خلافت علی(ع)پسر عمو و داماد پیامبر(ص)پس از کشته شدن سومین جانشین رسول خدا(ص) بودند.[26]

4)ر.آ.نیکلسون:

      امت اسلام تا مرگ عثمان کم و بیش متحد باقی مانده بود.ولی از آن به بعد به دو حزب مشخص،یکی شیعه علی(ع) و دیگری شیعه معاویه تقسیم گردید.چون معاویه خلیفه شناخته شد،شیعه علی(ع)که اکنون به اختصار شیعه خوانده میشود،مستقل ماندند.از آن پس لفظ شیعه به تنهایی به معنی فرقه بکار رفته است.[27]

5)توشی هیکو ایزوتسو:

      پس از مرگ عثمان آراء بسیاری پدید آمد و سه حزب عمده پا به میدان گذاشت.به نظر، یکی از آنها مشهور به شیعه علی(ع)،و فقط علی(ع)بود که کاملا حق خلافت داشت.[28]

      قائلین به این نظریه نیز، به مبانی اعتقادی شیعه ، جایگاه علی(ع)در نزد پیامبر(ص)ومعرفی وی در یوم غدیر هیچ گونه اشاره و توجهی نکرده و شیعه را در قالب یک جریان و فرقه سیاسی و انحرافی تصور کرده که آبشخور پیدایش این تفکر، بعد از قتل عثمان برای کسب قدرت بوده است.

      نظریه دیگر، جنگ جمل و دیگر جنگهای امام علی(ع)با مخالفان را سبب اصلی این جدایی و پیدایش شیعه می داند.

 

ج.پیدایش تشیع بعد از جنگ جمل تا شهادت حضرت علی(ع)

     در بیان این دیدگاه و حادثه و زمانی که منجر به ظهور تشیع شد می توان گفت این نظریه تشیع را نوعی عکس العمل عقیدتی و مذهبی گروهی از یاران و پیروان علی(ع) در برابر خوارج می داند که می گفتند امامت امری عمومی است و ویژه افراد خاص نیست.بر اساس این دیدگاه شیعیان در مقابل تکفیر علی(ع) از سوی مخالفان به تنزیه وی پرداختند و امامت او را نیز یک واجب الهی اعلام کردند.[29]

1)مونتگمری وات:

      آغاز حرکت شیعه یکی از روزهای سال37 ه/ق و658 م،بوده است.زمانی که گروهی از پیروان علی(ع)گفتند ما دوستدار کسی هستیم که ترا دوست بدارد و دشمن کسی هستیم که ترا دشمن بدارد.[30]

2)ر.ناث:

جنگ جمل نشان دهنده آغاز تشیع در اسلام است.ترور علی در کوفه(19 رمضان) احساسات مردم را برانگیخت و پیروانش او را ولی نامیدند.[31]

د.برآمدن شیعه در واقعه کربلا

       برخی از مستشرقان از جمله بروکلمان[32] ، معتقدند که آغاز بر آمدن مذهب تشیع در واقعه کربلا و بعد از شهادت امام حسین(ع)است.

       به نظر می رسد صاحبان این تفکر- که نشأت گرفته از سنی مذهبان است-بین پیدایی و تکامل تفکر شیعی و اتفاقات سیاسی از جمله قیام توابین در انسجام شیعه خلط کرده و ظهور برخی از فرقه های شیعه نظیر کیسانیه را به حساب کل جریان تشیع گذاشته اند.

ر.عده ای نیز برآمدن شیعه را از سوی ایرانیان می دانند

       درباره انتساب پیدایش شیعه و اعتقاد به امامت از سوی ایرانیان، ادوارد براون مى‏نويسد:

       ايرانيان سلطنت را حق آسمانى يا موهبت الهى مى‏دانستند كه در دودمان ساسانى به وديعه قرار گرفته بود،و اين عقيده تاثير عظيمى در سراسر تاريخ ادوار بعدى ايران داشته است.على الخصوص علاقه شديد ايرانيان به مذهب تشيع تحت تاثير همين عقيده است كه محكم به مذهب تشيع چسبيده‏اند.[33]

    وی همچنین در جلد دوم تاریخ ادبیات ایران می نویسد:

     «از همان آغاز، برخی از شیعیان مقام علی را چنان بالا بردند که جنبه الوهیت یافت و هم اکنون جمعی کثیر در ایران، که علی اللهی خوانده می شوند، ایرانیان از روزگار قدیم به حق اللهی معتقد بودند و از انتخابات عمومی و دمکراتیک که موافق طبع اعراب بود، بیزاری بسیار داشتند.از این رو کاملا طبیعی بود که اساس و ارکان مذهب شیعه از آغاز به دست ایرانیان ساخته شود و نیز بی شک اعتقاد این مردم به امام چهارم و اعقاب او بدان سبب محکمتر گشته بود که مادر او را از شاهزادگان ساسانی می دانستند.»[34]

      مستشرقانى كه در صد و پنجاه سال اخير به اين قبيل مسائل پرداخته‏اند، بدان دليل كه در زمان آنها، اكثريت مردم ايران بر مذهب تشيع بوده‏اند، در پى كشف علت‏ آن برآمده‏اند. آنها كه هميشه در صدد حل اين قبيل مسائل از راه پيگيرى زمينه‏هاى روحى و پيشينه‏هاى فكرى هستند، بدون توجه به تاريخ تشيع در بلاد عربى، تشيع را مذهبى ايرانى معرفى كرده‏اند.

     باید اشاره کرد که این دیدگاه و نظریه، دارای مخالفانی نیز می باشد چنانچه گلدزیهر یادآوری می کند که:

     «اين گفته خطاست كه كسى بگويد منشا و مراحل رشد تشيع از اثر تعديل يافته افكار ايرانيان در اسلام است. اين توهم شايع مبتنى بر درك غلط حوادث تاريخى است. حركت علويين در يك منطقه عربى خالص شكل گرفته است. او مى‏افزايد: تشيع همچون خود اسلام منشا عربى داشته كما اين كه اصول او نيز در همان محيط عربى شكل گرفته است‏».[35]

     از بیان مطالب ارائه شده در این بخش  چنین نتیجه می توان گرفت که:

1.ارائه دیدگاه های متفاوت و اختلاف نظر درباره پیدایش تشیع و زمان شکل گیری این مذهب حکایت از تشویش آراء، مطالعات و نگرش مستشرقان است.

2.تعدادی از این دیدگاه ها  از جمله انتساب پیدایش تشیع به ایرانیان توسط خود غربی ها مورد نقد و بررسی قرار گرفته و مردود شمرده شده است.

3.دیدگاه های متفاوت ارائه شده در این باره به مباحث اعتقادی و کلامی شیعه نمی پردازد و به عبارت دیگر زیر بنای شکل گیری تشیع ریشه در دین اسلام و نص الهی ندارد. بلکه معیار مستشرقان نگاهی صرفا سیاسی است.چنانچه آناواتی گاردت در مقدمه ای بر کلام اسلامی می گوید:ای کاش کلام شیعه را(در تحقیقات خود)مورد توجه قرار می دادیم.

      درباره آغاز پیدایش مذهب شیعه، نظریات دیگری نیز وجود دارد، از جمله پیدایی آن در دوره صفویه، که با توجه به بی اساس بودن این گونه نظریات از حیث تاریخی، لزومی به طرح و بررسی آن در این تحقیق نیست.

      می توان گفت،در این بخش آنچه نتیجه داد این بود که در استقراء سخنان این تعداد از نظریه پردازان، اختلاف نظر وجود دارد و هر گروه با انگیزهایی این موضوع را در آثارشان منعکس کرده اند.این نتیجه گیری در پایان بحث به ما کمک می کند تا بهتر بتوانیم نظریات آنان را نقد و بررسی کنیم.

    اکنون با مشخص شدن دیدگاه مستشرقین درباره پیدایش تشیع، سؤال دیگر این است که از نگاه مستشرقان  چه عاملی زمینه پیدایش این مذهب در آن دوره زمانی بوده است؟

 

زمینه ها و علل پیدایش تشیع از نگاه مستشرقان

      در بیان تعریف های ارائه شده درباره مذهب تشیع توسط مستشرقان علاوه بر ذکر زمان شکل گیری این مذهب، به نوع رویکرد و علل پیدایش تشیع اشاراتی ضمنی وجود دارد که حاوی اختلاف نظر ایشان درباره زمان و زمینه های پیدایش این مذهب بود.لذا برای روشن شدن موضوع بحث، بررسی این نکته مهم می نماید که زمینه و یا انگیزه اصلی ایجاد و پیدایش تشیع در دوره های تاریخی اعلام شده از سوی مستشرقان چیست؟

      با وجود چند نظریه متفاوت درباره زمان پیدایش تشیع از سوی مستشرقان و دقت نظر در مطالب آنان می توان گفت ،هر کدام از این گروه ها، در یک جمع بندی کلی بر اساس ارائه تعریف خود از ظهور تشیع، علتی را به عنوان زمینه و عامل اصلی این ظهور معرفی میکنند. به عبارت دیگر می توان گفت، هر گروه از مستشرقان،به عاملی در ظهور تشیع و یا  ایجاد دو حزب شیعه و سنی اشاره دارند.

الف.کسب قدرت سیاسی

    گروه اول- از قائلین به  پیدایی شیعه در بعد از وفات پیامبر(ص)-که منشأ پیدایش تشیع را در روزگار سقیفه می دانند، اختلاف بر سر جانشینی و خلافت بر امت در کسب قدرت سیاسی  را به عنوان عامل اصلی ایجاد  جدایی بین شیعه و سنی می دانند.در این نظریه آنچه اخمیت دارد رقابت سیاسی بین دو جریان از قریش است که با برتری در پی حذف رقیب است.

     برنارد لویس در این باره می نویسد:

     «شکاف بین سنی و شیعیان در آغاز به صورت یک عدم توافق سیاسی بر سر مسأله رهبری امت اسلامی بود.ماجرای جدا شدن شیعیان از اهل سنت با مشاجره بر سر انتخاب خلیفه، رهبر امت و کشور آغاز شد اصل تشیع، از اختلاف مسلمانان صدر اسلام درباره مسئله جانشینی پیامبر نشأت می گیرد. [36]

     گروه دوم نیز، از آنجا که آغاز به وجود آمدن  شیعه را مرتبط به زمان قتل عثمان و بیعت با علی(ع) می دانند، به قدرت رسیدن طرفداران علی(ع) و تشکیل حکومت را عامل اصلی این رخداد تاریخی بر می شمارند.آنچنان که هاینز هالم می گوید:

       «شیعیان در تلاش برای کسب قدرت سیاسی به صورت یک حزب ظهور کردند، و این خصوصیت سیاسی نخستین، خود را هرگز از دست نداد.و هرگز حتی در دورانی که در نهایت ضعف بسر می بردند از توان بالقوه خویش در بدست گرفتن قدرت غافل نبوده اند.شیعه علی(ع) نامی بود که در کشمکشهای ایجاد شده بر سر جانشینی عثمان به افرادی داده شد که از علی(ع)طرفداری می کردند.[37]

      در نقد و بررسی مطالب  این عقیده می توان گفت:از نظر آنان اختلاف بر سر جانشینی پیامبر(ص)میان انصار و مهاجرین به عنوان یک رویداد سیاسی در مدینه، سبب شد تا یک حزب سیاسی با نام تشیع به وجود آید. نتیجه این سخن آن است که به وجود آمدن تشیع به هیچ وجه مبنای اعتقادی و کلامی ندارد.

      جالب آن که عده ای از این مستشرقان بدون توجه به ولایت علی(ع)در یوم غدیر و ذکر آن  در منابع تاریخی شیعه و سنی، این روز را به عنوان تعیین جانشینی پیامبر(ص) نمی پذیرند:

منظور از پیامبر(ص)در غدیر خم هر چه بوده باشد،احتمالا تعیین جانشین نبوده است.[38]

    آنچه که روشن است، اختلاف اهل سنت و شيعه تنها بر سر جانشيني و رهبري سياسي امام علي ع و خليفه نخست نيست؛ بلكه اختلاف آنها ريشه‌اي‌تر و بنيادي‌تر از مسئله رهبري سياسي است.

ب.حمایت و همراهی با علی(ع)

     حمایت و همراهی شیعیان با علی(ع) در مقابل کسانی که از سپاه وی جدا شدند سبب شد تا مستشرقین، زمینه پیدایش تشیع را به این واقعه تاریخی نسبت دهند.چنانکه ر.ناث می نویسد:

     «آغاز حرکت شیعه یکی از روزهای سال37 ه/ق 658م،بوده است.زمانی که گروهی از پیروان علی(ع)گفتند ما دوستدار کسی هستیم که تو را دوست بدارد و دشمن کسی هستیم که ترا دشمن بدارد.»[39]

  جان نورمن هالیستر نیز می نویسد:

       «تمام مطالعاتی که درباره شیعه صورت گرفته انسان را بی درنگ به مقام علی(ع)و مناسبات او با پیامبر باز می گرداند.این امر موجب پیدا شدن بزرگترین انشعاب در اسلام گردیده است.»[40]

       لازمه این سخن آن است که، حب به خاندان رسالت علت پیدایش تشیع است و به تعبیری، ((شیعیان محبتی))[41] پیرامون علی(ع)جمع شده و فرقه ای عقیدتی به نام شیعه را پدید آوردند.به عبارت دیگر دوستی و محبت مردم با ائمه(ع)، عامل به وجود آمدن گروهی شد که بعدها شیعه نام گرفت.بنابراین آنچه در پیدایی شیعه موج می زند محبت است.

ج.سیاست انتقام از خلفا و مخالفت با نظام موجود

      این نظریه به طور عمده از سوی کسانی مطرح می شود، که در صدد هستند تا پیدایش تشیع و اعتقاد به امامت را به ایرانیان منتسب کنند.از نظر مستشرقان، مذهب تشیع روی اساس سیاست انتقام گذاشته شده و در اثر داغ دلی ایرانی ها از خلیفه دوم است.[42]در این  زمینه می توان گفت، از نظر این گروه، رفتار دستگاه خلافت با ایرانیان، و عدالت محوری ائمه(ع)عامل اصلی نفرت مردم ایران از خلفا و گرایش به شیعه شدن است،چنانکه ادوارد برون به آن معتقد است و در این باره می نویسد:

      « شخص عمر خليفه ثانى سنت و جماعت هم بدان سبب نزد شيعه مورد نفرت است كه امپراطورى ايران را نابود ساخت.كينه ايرانيان نسبت ‏به عمر اگر چه در لباس مذهب ظاهر شد، محل هيچ گونه شبهه و ترديد نيست.کلیه متشیعین منکر و دشمن سه خلیفه نخستین، هستند و معتقدند که علی پسر عم پیامبر(ص) و شوهر دختر او، که پیامبر او را جانشین خود کرد بایستی پس از رسول خدا خلیفه مسلمین می شد.»[43]

     لوتروب ستوارد نیز در این زمینه می نویسد:

     « ایرانیان می کوشیدند دارای استقلال داخلی بشوند و نخستین چیزی که اندیشه کردند این بود که خلافت اهل سنت را انکار کرده، خود را یاور اهل بیت پیامبر(ص) که حق آنها پایمال شده جلوه دهند و به این وسیله مذهب تشیع در ایران به وجود آمد.»[44]

    در بررسی تاریخی با توجه به سندی که یعقوبی ارائه می دهد، واژه شیعه، هیچ گونه ارتباطی با ایرانیان ندارد.در این سند، تعدادی از شیعیان کوفه با تسلیت شهادت امام حسن مجتبی(ع) از امام حسین(ع) برای برپایی عدالت و دفاع از شیعیان و نابودی ظلم دعوت می کنند.[45]

     به نظر می رسد آنچه که بین دیدگاه اکثر مستشرقان، مشترک است تصور شیعه به عنوان یک فرقه و حزب منحرف سیاسی است که تنها در پی کسب قدرت سیاسی و منافع، به فکر پدید آوردن تشیع با محوریت شخصیتی بزرگ از خاندان پیامبر(ص)است و هیچ مبنای دیگری وجود ندارد.

      سوال اساسی از مستشرقان این است که چرا گروهی در کنار علی(ع) جمع شدند و تشیع را به وجود آوردند؟ مگر مردم  چقدر او را می شناختند و به او اطمینان داشتند؟ چرا شخص دیگری محور شیعیان نبود؟ و اصولا چرا می خواستند حکومت و قدرت را به دست بگیرند؟آیا مبنای اعتقادی و کلامی برای دست یابی به قدرت توسط شیعیان وجود نداشت؟ اینها و چندین سوال دیگر وجود دارد که اگر مستشرقان در صدد پاسخ به آنها بودند هیچ گاه چنین اظهار نظری را درباره پیدایش تشیع نمی کردند.

 

زمینه اظهار نظر مستشرقان درباره زمان پیدایش تشیع

    سؤال دیگری که باقی مانده و باید به آن پاسخ داد این است که، زمینه اصلی این اظهار نظرها توسط مستشرقان درباره پیدایش تشیع چیست؟و یا به عبارت دیگر چه چیز باعث گردیده تا مستشرقان با اختلاف آراء، دوره های زمانی مختلف و زمینه های گوناگونی را به تشیع نسبت دهند؟

       پاسخ کوتاه آن که، آنچه سبب شده تا خاورشناسان  برداشتهای گوناگون و متفاوتی در این زمینه داشته باشند بستگی به تحلیلهای ذهنی ، خط مشی فکری، تحلیلهای نادرست، منابع و متون تاریخی مورد توجه آنان دارد. از آنجا که نگاه مستشرقین به تشیع و تاریخ اسلام نگاهی برون دینی است، می تواند بدون تعصب مذهبی هر گونه اظهار نظری را اعلام نماید.در این راستا آنها حتی متون تاریخی درون دینی را نادیده می انگارند.

الف.ارائه تعریفی از شیعه در قالب فرقه سیاسی

     «احزاب مذهبی و سیاسی مخالف در صدر اسلام»عنوانی بود که یولیوس ولهاوزن به تحقیق خود در زمینه پیدایش خوارج و شیعه داد و در سال 1901 میلادی آنرا منتشر کرد.پس از اظهار نظر رسمی وی تعدادی از مستشرقین نیز به تبعیت از وی، واژه شیعه را معادل حزب می دانند.چنانچه هاینز هالم نیز شیعه را اینگونه تفسیر می کند:

      « در واقع کلمه عربی شیعه صرفا به معنی حزب است.»[46]  

      به نظر می رسد که علت تصور مستشرقان از شیعه به عنوان یک فرقه سیاسی که در جریان تحولات تاریخی به وجود آمده در ارائه تعریفی سیاسی-و نه اعتقادی- به این سبب است که شیعیان را یک فرقه منحرف از مسیر اسلام در کنار سایر فرقه ها قرار می دهند.[47] و به عبارت دیگر، تشیع یک گروه سیاسی محض است که تنها در پی کسب قدرت سیاسی برای تشکیل حکومت و جانشینی پیامبر(ص) و رقابت با رقیبان است و نه در پی احقاق حق از دست رفته خویش.این باور ، مسلمانان را به دو گروه و یا دو حزب تقسیم کرد.در این زمینه حتی برخی منابع تاریخی مسلمانان نیز، با نگاهی فرقه ای به تشکیل مذهب شیعه بعد از وفات پیامبر(ص)اشاره و شیعیان را به عنوان اولین فرقه که در اسلام ایجاد شده معرفی می کنند.[48]

ب.رویدادهای مهم تاریخ تشیع

        با توجه به تشتت آراء درباره پیدایی تشیع، احتمال دیگر آنست که  اعلان آغاز شیعه در روز سقیفه، اواخر خلافت عثمان، جنگ جمل، حکمیت و واقعه کربلا و ....، مقاطعی هستند که حوادثی مهم و تاریخی در آنها واقع شده که بر تاریخ و تکوین مکتب تشیع تأثیراتی داشته است و همین امر سبب گردیده تا گروهی از مستشرقان و حتی اهل سنت، این دوره های مختلف تاریخی را به عنوان مبدأ پیدایش تشیع فرض کنند.[49]در این راستا فعالیت امام علی(ع) و یاران او برای احقاق حق خود و یا بیعت شیعیان با علی(ع)بعد از قتل عثمان ، و.....سبب اشتباه و اظهار نظر آنان گردیده است. 

ج.پیروی از منابع تاریخی اهل سنت

       برخی متعصبان از اهل سنت در پی تخریب عقاید، مبانی عقلی، شرعی و کلامی تشیع بوده و سعی داشته اند تا باورها و خرافه های را جهت تخریب به شیعیان نسبت دهند. یکی از تلاشهای آنان اظهار نظرهای متفاوت درباره پیدایش تشیع است.به اعتقاد مونتگمری وات: در زمینه تاریخ تشیع، گرایش روایات اهل سنت این است که همه چیز را در تاریکی و ابهام نگه دارد.[50] احتمال می رود از آنجا که عمده منابع خاورشناسان کتابهای اهل سنت است، سبب شده تا برخی از این خاورشناسان تحت تأثیر باورهای آنان قرار گرفته و در این باره به اظهار نظر بپردازند.چنانکه هانری کربن در گفتگو با علامه طباطبایی می گوید:

      «تا کنون مستشرقان اطلاعات علمی که از اسلام بدست آورده اند و مطالعاتی که در کتب و آثار اسلامی انجام داده اند و تماسی که با رجال علمی اسلام گرفته اند همه آنها در محیط تسنن بوده و از انظار و عقاید علماء اهل سنت و تألیفات و آثار آنها تجاوز نکرده است.»[51]

      ابن حزم اندلسی از جمله مورخان اهل سنت که در این زمینه اظهار نظر کرده و پیدایش تشیع را برخلاف عقیده شیعه بیان کرده است.او روز قتل عثمان را آغاز پیدایش گروه شیعه می داند.وی حتی نظریه دخالت عبدالله بن سبا را نیز در پیدایش تشیع مطرح می کند[52] ابن ندیم در الفهرست نیز، جنگ جمل را آغاز جبهه گیری دو گروه شیعه و سنی می داند.[53]

      آنچه درباره این نظریه می توان گفت به نظر می رسد اغلب مستشرقان، شیعه را با نگاه  اسلام سنی می شناسند.از منظر آنان مذهب تسنن اسلام واقعی بوده و شیعه فرقه ا ی جدا شده از اسلام در جریان تحولات تاریخی است لذا به منابع شیعی کمتر توجه و یا اصلا توجه نکرده اند.زیرا اولین برخوردهای غرب با دنیای اسلام در ارتباط با خلافت سنی  ممالک اسلامی صورت گرفت.

     در تحلیل دیگری می توان گفت برخی از مستشرقان از آثار همدیگر نیز بهره برده اند و در ارائه نظریات از هم تبعیت کرده اند.چنانکه هاینز هالم، مطالبی را پیرامون عقاید شیعه نقل می کند که برخی اسناد آن از ولهاوزن و سنی مذهبان است.[54]

 

حقیقت شیعه

    آنچه مطرح گردید دیدگاه مستشرقان درباره پیدایش تشیع با نگاهی برون دینی بود.اکنون شیعه برای دفاع ازحقانیت خود با رویکردی درون دینی و استناد به منابع شیعه و سنی به دفاع از مبانی فکری و اعتقادی خود می پردازد.

    در آغاز سخن باید گفت: دعوت به تشیع از همان روزی آغاز شد که حضرت محمد(ص) در همان روز بانگ کلمه«لا اله الا الله»در دره ها و کوه های مکه بر آورد.[55]زیرا وقتی آیه«و انذر عشیرتک الاقربین »[56]نازل شد و پیامبر(ص)اکرم بنی هاشم را گرد آورد و به آنها هشدار داد و دل آنان را از عذاب خدا بیمناک ساخت فرمود:

      «هرکدام از شما مرا یاری دهد او وصی و خلیفه من در میان شما باشد. هیچ یک از حاضران به درخواست آن حضرت – جز علی(ع)- پاسخ مثبت نداد.[57]»

      بنابر این دعوت به پیروی از علی(ع) از سوی صاحب رسالت(ص) همگام و هم زمان با دعوت به شهادتین صورت پذیرفته است.شاید تصور کنیم عنوان شیعه- جز پس از گذشت مدتی طولانی از زمان ظهور اسلام- به دوست داران و پیروان اهل بیت(ع)اختصاص نیافت.بدین معنا آنگاه که دوستان اهل بیت(ع)رو به فزونی نهادند و در سرزمینهای مختلف پراکنده شدند این عنوان به آنها منسوب گشت تا از سایرین ممتاز و مشخص شوند، اما این تصور درست نیست.زیرا اگر در احادیث نبوی به جستجو بپردازیم می یابیم که اختصاص این عنوان به دوست داران اهل بیت(ع) همراه با همان روزی که اسلام طلوع کرد، دارای سابقه می باشد.

     از جمله این احادیث، حدیثی است که سیوطی در تفسیر آیه ((اولئک هم خیر البریه[58])) از پیامبر اعظم(ص) نقل می کند:

     «آنان(اولئک هم خیر البریه) علی(ع) و شیعیان او هستند.آنان رستگاران روز قیامت هستند.»[59]

     در حدیثی دیگر پیامبر اکرم به علی(ع) فرمود:

    «یا فاطمه، علی و شیعیان او رستگاران فردا هستند.»[60]

     نیز طبق گزارشات منابع تاریخی گروهی از بزرگان صحابه در زمان رسول خدا(ص)به ولایت و دوستی نسبت به علی (ع) معروف بوده اند، مانند: سلمان فارسی، ابوسعید خدری، ابوذر غفاری، عماربن یاسر، حذیفه بن الیمان، خزیمه بن ثابت و.....[61]تعدادی از این افراد در زمان بیعت گیری از مردم برای خلیفه اول، با همراهی علی(ع)به بیعت با ابوبکر سر باز زدند و به خانه آن حضرت پناه بردند.[62]

     بنابراین موضوع دوستی و پیروی از خاندان پیامبر(ص)به روزگاران آن حضرت بر           می گردد.بر اساس روایات تاریخی پس از در گذشت پیامبر(ص) که موضوع جانشینی ایشان مورد اختلاف نظر قرار گرفت همین افراد از صحابه بر اساس نص و دستور صریح آن حضرت از حقانیت خاندان طهارت که نماینده آنان علی بن ابیطالب(ع) بود سخن گفته و از آن امام بزرگوار به عنوان شایسته ترین نامزد خلافت جانبداری کردند.[63]

 

نتیجه گیری

      با بررسی دیدگاه مستشرقان درباره خواستگاه و پیدایی مکتب تشیع و ارزیابی علل و زمینه های ارائه چنین دیدگاهی از سوی آنان به نظر می رسد با توجه به اختلاف نظر موجود در اراء آنها، حکایت از نوعی تشتت فکری در رجوع به منابع –به میژه منابع اهل سنت- و طرز تفکر و نوع نگاه آنها به تشیع و نیز تاریخ تحولات درونی شیعه به عنوان یک جریان فرقه ساز است.از منظر آنان اختلاف برسر جانشینی پیامبر (ص)و نزاع برای کسب قدرت سیاسی حول محور امام علی(ع)و دیگر تحولات تاریخی شیعه در دفاع از حقانیت خود، به عنوان یک جریان فرقه ساز که به دنبال جدایی از اصل اسلام است سبب شد تا یک حزب سیاسی با نام تشیع به وجود آید.نتیجه این حرف آن است که تشيع به صورت یک فرقه منحرف از اسلام جدا شده و به تدريج در يك فرايند زماني به وجود آمده و تكامل يافته است و امروز  به عنوان یک قدرت سیاسی در خاورمیانه قدرت نمایی می کند.

 

منابع:

قرآن

ابن ندیم.الفهرست،.دار المعرفه،بیروت.

ابن ندیم،محمدبن اسحاق.الفهرست،تحقیق رضا تجدد،بی تا،بی جا.

ابن اثیر.عزالدین علی، الکامل فی التاریخ،ترجمه ابوالقاسم حالت،(تهران،مؤسسه مطبوعاتی علمی1371ش)

ابن حزم، ابی محمد علی،الفصل فی الملل و الاهواء،بیروت،دارصادر،چاپ اول1317ق،

ادوارد براون، تاريخ ادبيات ایران،ترجمه فتح الله مجتبایی،تهران،مروارید،چاپ چهارم،1367ش،

احمدوند. عباس. شیعه پژوهی و شیعه پژوهان انگلیسی زبان (1950 تا 2006 ميلادي)

اخطب خوارزم.المناقب،.منشورات مکتبه الحیدریه.نجف1385ه.ق.

اشعری سعدبن عبدا....تاریخ عقاید و مذاهب شیعه. ترجمه یوسف قصایی.تهران.چ.اول نشر آشیانه کتاب

ایزوتسو، توشی هیکو. مفهوم ایمان در کلام اسلامی، ترجمه زهرا پورسینا.تهران نشر سروش،چاپ اول1378

پیشوایی، مهدی. سیره پیشوایان، قم1376چاپ پنجم.نشرمؤسسه امام صادق(ع)

جان نورمن هالیستر.تشیع در هند، ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدنی.تهران1373چاپ اول مرکز نشردانشگاهی

دوایت م.رونالدسن.عقیده الشیعه،.ترجمه عربی(ع.م)بیروت چاپ اول 1410ق نشر مفید

ر.ناث.اسلام در ایران شعوبیه.ترجمه محمودافتخارزاده.تهران چ.اول 1370نشرمیراثهای تاریخی اسلام

رابرت ا.هیوم.ادیان زنده جهان،. ترجمه عبدالرحیم گواهی.

سید محمدباقرصدر.تشیع یا اسلام راستین، ترجمه علی اکبرمهدیپور.تهران.نشرروزبه.

سیوطی. الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور.قم منشورات مکتبه مرعشی نجفی1404 ق.

سعید،ادوارد شرق شناسی.ترجمه عبدالرحیم گواهی.قم نشر دفتر فرهنگ اسلامی.چاپ اول1371

صبحی،احمد محمود.فی علم الکلام،دراسه فلسفیه لاراء الفرق الاسلامیه فی اصول الدین،دارالنهضه العربیه،بیروت1405

طباطبایی،سید محمدحسین.شیعه در اسلام، تهران .چ1371 نشر فرهنگ اسلامی

طباطبایی،سید محمدحسین.ظهور شیعه .نشرفقیه،.136

طبری،،محمد ابن جریر.تاریخ طبری.ترجمه ابوالقاسم پاینده،تهران،اساطیر،چاپ پنجم1375ش

عبداللهی،حسین.فرهنگ اسلام شناسان خارجی،مطبوعاتی مطهر1362ش،

فان فلوتن.تاریخ تشیع وعلل سقوط بنی امیه. ترجمه سیدهاشم حائری.تهران1325 نشر اقبال.

فرانسواتوال .ژئوپلیتیک تشیع.ترجمه حسن صدوقی ونینی.تهران1380 نشردانشگاه شهید بهشتی

فیاض ،عبدا...پیدایش و گسترش تشیع، ترجمه سید جواد خاتمی.سبزوارچ اول1382 نشرابن یمین

کامل مصطفی شیبی.همبستگی میان تصوف و تشیع،ترجمه علی اکبرشهابی.تهران1354نشردانشگاه تهران

گلدزیهر.عقیده و الشریعه، قاهره1945میلادی.

ارزینا.آ.ر.لالانی.نخستین اندیشه های شیعی،

مدرسی طباطبایی، سیدحسین. مکتب در فرایندتکامل، ترجمه،هاشم ایزدپناه.نشر داروین.آمریکا1374

مقاله برنارد لویس.تشیع و مقاومت و انقلاب(مجموعه مقالات) تهران 1368 نشر فاروس ایران.

مظفر،محمد حسین.تاریخ شیعه،ترجمه سید محمد باقر حجتی،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چاپ پنجم1379

مسعودی،علی بن الحسین.مروج الذهب،ترجمه ابوالقاسم پاینده،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ پنجم1374ش

مونتگمری وات، فلسفه و کلام اسلامی.ترجمه ابوالفضل غزتی.قم انتشارات علمی و فرهنگی چاپ اول1370

ولهوزن،یولیوس.ترجمه.تاریخ سیاسی صدر اسلام محمود افتخارزاده.قم چاپ اول1375 نشرمعارف

هاجسن ،مارشال.گ.س.فرقه اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره ای.تهران چ س1369 نشرسازمان انتشارات و آموزش 

هاینزهالم. تشیع.ترجمه محمد تقی اکبری.قم چاپ اول1385نشر ادیان

یعقوبی،محمد بن واضح.تاریخ یعقوبی،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،(تهران،انتشارات علمی فرهنگی،چاپ پنجم 1382ش)

 



[1] .دانشجوي ارشد تاريخ تشيع .

[2] .فصل نامه پزوهشی دانشگاه امام صادق(ع)سال اول، شماره2،زمستان1374ش،ص201-220

[3] .این واژه به معنای عقاید و سیاست شرقی است.فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی،نوشته فرشید سلیمان پور.

[4] . شرق شناسی،ادوارد سعید.ترجمه عبدالرحیم گواهی.قم نشر دفتر فرهنگ اسلامی.چاپ اول1371ص15

[5] . شرق شناسی،ادوارد سعید،از صفحه15الی20 و ر.ک. ولایتی،علی اکبر . فرهنگ و تمدن اسلامی،قم،نشر معارف،چاپ اول،ص 201

[6] . عبداللهی،حسین.فرهنگ اسلام شناسان خارجی،مطبوعاتی مطهر1362ش، ج1ص64و67.

[7] .همان،ج1،ص61.«مسیحیان مخصوصاً اربابان کلیسا برای اثبات حقانیت خود، اعتراضاتی نسبت به اسلام نشان داده اند به عنوان مثال، می گفتند:اسلام دین جنگ و پیکار و توسعه طلبی است.»ص67

[8] . طباطبایی،سید محمدحسین.ظهور شیعه .نشرفقیه.136.ص6

[9] . هاینزهالم. تشیع.ترجمه محمد تقی اکبری.قم چاپ اول1385نشر ادیان ص19

[10] . احمدوند. عباس. شیعه پژوهی و شیعه پژوهان انگلیسی زبان (1950 تا 2006 ميلادي) ص149تا179

[11] .صاحبان این دیدگاه معتقدند که تشیع به عنوان یک جریان اصیل و به معنای اعتقاد به امامت و رهبری منصوص امام علی(ع) بعد از پیامبر(ص) و همگامی با آن امام، نه تنها همزاد و همراه با ظهور اسلام که اساسا جزئی از رسالت پیام آور آن بود.مظفر،محمد حسین.تاریخ شیعه،ترجمه سید محمد باقر حجتی،تهران،دفتر نشر فرهنگ اسلامی،چاپ پنجم1379،ص33به بعد.و ر.ک.الشیبی،کامل المصطفی،الصله بین شیعه و تصوف،تهران،دانشگاه تهران1354ش،ص16.و..ر.ک.عاملی، محسن امین،اعیان الشیعه،ص19-20.

[12] . دوایت م.رونالدسن.العقیده الشیعه،.ترجمه عربی(ع.م)بیروت چاپ اول 1410ق نشر مفید ص 19 و ر.ک. سعدبن عبدا...اشعری.تاریخ عقاید و مذاهب شیعه. ترجمه یوسف قصایی.تهران.چ.اول نشر آشیانه کتاب ص19 ور.ک. یعقوبی، محمد بن ابی واضح.تاریخ یعقوبی، ترجمه محمد ابراهیم آیتی،(تهران،انتشارات علمی فرهنگی،چاپ پنجم 1382) جلد 1ص 522به بعد.ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،ج2،ص10-14

[13] . هاینزهالم.تشیع، ترجمه محمد تقی اکبری.قم چاپ اول1385نشر ادیان ص 15و.ر.ک.وائلی،احمد.هویه الشیعه،دارالصفویه ،بیروت 1414ق،ص25

[14] .ابن ندیم،محمدبن اسحاق. الفهرست،تحقیق رضا تجدد،ص223....من اتبعه علی ذالک، الشیعه.و کان یقول شیعتی و سماهم علیه السلام. به نظر می رسد که مراد وی پیدایی جریان تفکر شیعی نبوده بلکه متمایز شدن اسم و لقب اصحاب امام به عنوان شیعه بوده است.عبدالله فیاض معتقد است که ولهاوزن نیز از این تفکر پیروی می کند.ر.ک.فیاض،عبدالله.تاریخ الامامیه و اسلافهم من الشیعه،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات1986م،ص38

[15] .بروکلمان،کارل.تاریخ الادب العربی،ترجمه عربی عبدالحلیم النجار،قم،دارالکتب الاسلامی،چاپ دوم،ج3،ص319تا321.

[16] . رابرت ا.هیوم.ادیان زنده جهان،ترجمه عبدالرحیم گواهی.ص240و295و265.و ر.ک.تاریخ ادبیات ایران،ادوارد براون .

[17] . یعقوبی،محمد بن واضح.تاریخ یعقوبی، جلد 2 ص521 به بعدو ر.ک. عزالدین،علی ابن اثیر.الکامل فی التاریخ،ترجمه ابوالقاسم حالت،(تهران،مؤسسه مطبوعاتی علمی1371ش) ج8،ص398

[18] . ارزینا.آ.ر.لالانی.نخستین اندیشه های شیعی، ص 9

[19] . دوایت م.رونالدسن.عقیده الشیعه،.ترجمه عربی(ع.م)بیروت چاپ اول 1410ق نشر مفید ص 19

[20] . مقاله برنارد لویس.تشیع و مقاومت و انقلاب(مجموعه مقالات) تهران 1368 نشر فاروس ایران.ص 33

[21] . فرانسواتوال .ژئوپلیتیک تشیع.ترجمه حسن صدوقی ونینی.تهران1380 نشردانشگاه شهید بهشتی ص 11 و12

[22] .جان نورمن هالیستر.تشیع در هند، ترجمه آذرمیدخت مشایخ فریدنی.تهران1373چاپ اول مرکز نشردانشگاهی ص8

[23] . مسعودی،علی بن الحسین.مروج الذهب،ترجمه ابوالقاسم پاینده،تهران،انتشارات علمی و فرهنگی،چاپ پنجم1374ش،ج1،ص694به بعد.و ر.ک.پیشوایی، مهدی. سیره پیشوایان، قم1376چاپ پنجم.نشرمؤسسه امام صادق(ع)ص 77

[24] . هاینزهالم.تشیع، ترجمه محمد تقی اکبری.قم چاپ اول1385نشر ادیان ص 15

[25] . یولیوس ولهاوزن.ترجمه.تاریخ سیاسی صدر اسلام محمود افتخارزاده.قم چاپ اول1375 نشرمعارف ص139

[26] . مارشال.گ.س.هاجسن.فرقه اسماعیلیه، ترجمه فریدون بدره ای.تهران چ س1369 نشرسازمان انتشارات و آموزش ص10

[27] . جان نورمن هالیستر. تشیع در هند، ص 6به نقل از نیکلسون.

[28] . توشی هیکو ایزوتسو. مفهوم ایمان در کلام اسلامی، ترجمه زهرا پورسینا.تهران نشر سروش،چاپ اول1378

[29] .صبحی،احمد محمود.فی علم الکلام،دراسه فلسفیه لاراء الفرق الاسلامیه فی اصول الدین،دارالنهضه العربیه،بیروت،1405ق ص،40،41

[30] . مونتگمری وات. فلسفه و کلام اسلامی..ترجمه ابوالفضل عزتی.قم انتشارات علمی و فرهنگی چاپ اول1370ص20ت67و ر.ک.عبدا..فیاض.پیدایش و گسترش تشیع، ترجمه سید جواد خاتمی.سبزوارچ اول1382 نشرابن یمین ص44.

[31] . ر.ناث.اسلام در ایران شعوبیه.ترجمه محمودافتخارزاده.تهران چ.اول 1370نشرمیراثهای تاریخی اسلام ص 25

[32] .بروکلمان،کارل.تاریخ الادب العربی،ترجمه عربی عبدالحلیم النجار،قم،دارالکتب الاسلامی،چاپ دوم،ج3،ص319تا321.

[33] .ادوارد براون،تاريخ ادبيات ایران،ترجمه رشید یاسمی،تهران،ابن سینا،چاپسوم1345،ج 4ص 26وج 4. انتخاب خلیفه يا جانشين روحانى پيغمبر هر اندازه نزد عرب دموكرات امر طبيعى بود،در نظر اهل تشيع غير طبيعى مى‏نمود و جز ايجاد اشمئزاز اثر ديگرى نداشت،و شخص عمر خليفه ثانى سنت و جماعت هم بدان سبب نزد شيعه مورد نفرت است كه امپراطورى ايران را نابود ساخت.كينه ايرانيان نسبت ‏به عمر اگر چه در لباس مذهب ظاهر شد، محل هيچ گونه شبهه و ترديد نيست.به عقيده ايرانيان حسين بن على(ع) كه پسر كوچك فاطمه زهرا(س) بنت نبى اكرم(ص) مى‏باشد،شهربانو دختر يزدگرد سوم آخرين پادشاه ساسانى را به حباله نكاح در آورد و بنابر اين هر دو فرقه بزرگ تشيع(اماميه و اسماعيليه)نه تنها نماينده حقوق و فضائل خاندان نبوتند، بلكه واجد حقوق و فضائل سلطنت نيز مى‏باشند، زيرا نژاد از دو سو دارند:از بيت رسالت و از دودمان ساسانى

[34] .ادوارد براون، تاريخ ادبيات ایران،ترجمه فتح الله مجتبایی،تهران،مروارید،چاپ چهارم،1367ش،ج 2،ص286

[35] . گلدزیهر.العقیده و الشریعه، قاهره1945میلادی.ص404و405

[36] . مقاله برنارد لویس.تشیع و مقاومت و انقلاب(مجموعه مقالات) ص33

[37] . هاینزهالم. تشیع، ص 16

[38] . هاینزهالم. تشیع.ص29

[39] . ر.ناث.اسلام در ایران شعوبیه.ص 25

[40] . جان نورمن هالیستر.تشیع در هند، ص8به بعد

[41] .ر.ک.تاریخ تشیع در ایران،رسول جعفریان،انتشارات انصاریان،چاپ اول1381ش،ص29به بعد.

[42] . طباطبایی،سید محمدحسین.شیعه در اسلام، تهران .چ1371 نشر فرهنگ اسلامی ص 40

[43] .براون،ادوارد.تاریخ ادبیات ایران،تهران،ابن سینا،ج4،ص28و29

[44] . طباطبایی. سید،محمدحسین، شیعه در اسلام ص273 به نقل از لوتروب ستوارد

[45] .تاریخ یعقوبی،چ2،ص159.چون امام حسن(ع)وفات کرد، و خبر آن به شیعه رسید، در کوفه در خانه سلیمان بن صرد فراهم شدند....سپس در مقام عرض تسلیت به حسین بن علی(ع) در مصیبت امام حسن(ع) چنین نوشتند:بنام خدای بخشنده مهربان، برای حسین بن علی(ع) از شیعیان شمت و شیعیان پدرت امیرالمؤمنین(ع)ف سلام بر تو باد.یعقوبی در سندی دیگر حجربن عدی را از شیعیان علی(ع) معرفی می کند.ج2،ص230

[46] . هاینزهالم. تشیع، ص15

[47] . فان فلوتن.تاریخ تشیع وعلل سقوط بنی امیه. ترجمه سیدهاشم حائری.تهران1325 نشر اقبال.ص77

[48] . سعدبن عبدا...اشعری.تاریخ عقاید و مذاهب شیعه. ترجمه یوسف قصایی.تهران.چ.اول نشر آشیانه کتاب ص19

[49] . سید محمدباقرصدر.تشیع یا اسلام راستین، ترجمه علی اکبرمهدیپور.تهران.نشرروزبه.ص5

[50] . فلسفه و کلام اسلامی،مونتگمری وات.ص67

[51] . طباطبایی،سید محمدحسین. ظهور شیعه.ص6

[52] .ابن حزم،ابی محمد علی،الفصل فی الملل و الاهواء،بیروت،دارصادر،چاپ اول1317ق،ج4،ص180تا183.

[53] . ابن ندیم،محمدبن اسحاق. الفهرست،تحقیق رضا تجدد،ص223.

[54] .هالم،هاینز،تشیع،ص42و62

[55] . مظفر، محمد حسین.تاریخ تشیع،.ص41

[56] . /شعراء214

[57] . طبری،،محمد ابن جریر.تاریخ طبری.ترجمه ابوالقاسم پاینده،تهران،اساطیر،چاپ پنجم1375ش،ج3ص866و ر.ک. مجمع البیان ج7 ص206و ر.ک.مسعودی،مروج الذهب،ج1،ص632

[58] .البینه/7

[59] . سیوطی. الدر المنثور فی التفسیر بالمأثورقم منشورات مکتبه مرعشی نجفی1404 ق.جلد 6 ص

[60] . اخطب خوارزم.المناقب،.منشورات مکتبه الحیدریه.نجف1385ه.ق.ص206

[61] . تاریخ تشیع، محمد حسین مظفر.ص 42

[62] .تاریخ یعقوبی،ج1،ص524

[63] . مدرسی طباطبایی، سیدحسین. مکتب در فرایندتکامل، ترجمه،هاشم ایزدپناه.نشر داروین.آمریکا1374 ص 5

+ نوشته شده در  87/12/07ساعت 21:44  توسط بهنام  |