X
تبلیغات
تاریخ شیعه - مقتل نگاری شیعیان از آغاز تا پایان قرن پنجم هجری

تاریخ شیعه

تاریخ شیعه

مقتل نگاری شیعیان از آغاز تا پایان قرن پنجم هجری

 

مقدمه

      یادگیری علم و دانش یکی از مهمترین تعالیم اسلام بود و توجه هر مرد و زن مسلمانی به علم از ضروریات حرکت و رشد و تکامل به حساب می آمد.تأکیدات اسلام به فراگیری دانش سبب شد در اندک مدتی چراغ دانش مسلمین، جهان تاریک روزگار خویش را روشن نمود.از جمله علومی که در نزد مسلمین از اهمیت خاصی برخوردار شد، علم تاریخ و تاریخ نگاری بود که از رشد کمی و کیفی برخوردار است.به نظر می رسد مهمترین عامل بر روند توجه به علم تاریخ، تأکید قرآن و اسلام بر یادگیری آن بود.نیز طبق دستور قرآن[1] مسلمین مؤظف به پیروی از پیامبر اسلام(ص) هستند.به همین دلیل حفظ سیره پیامبر برای الگو گرفتن از آن برای مسلمین از اهمیت والایی برخوردار بوده است.این اهمیت باعث توجه مسلمانان به ویژه شیعیان به ثبت و ضبط وقایع و حوادث زندگی پیامبر(ص)و جامعه اسلامی گردید.در واقع می توان گفت، تاریخ نگاری اسلامی را همین سیره نویسی بنیاد نهاد.

    پس از سیره نگاری موضوعات جدید تاریخی، عاملی گردید تا مورخان از فریقین به ثبت و ضبط آن بپردازند.می توان گفت یکی از گونه های اصلی تاریخ نگاری، مقتل نگاری بود.در این پژوهش تلاش بر آن است تا به صورت توصیفی به معرفی مقتل نگاران شیعه و گزارش مختصری از شرح حال آنان، پرداخته شود.

 سیر تاریخ نگاری شیعه

    در آغاز عصر تدوین تاریخ، شیعیان به صورت خاص به موازات اهل سنت، در تدوین علم تاریخ کار خود را آغاز کردند.زیرا مهمترین منبع برای هدایت جامعه انسانی و اسلامی، سیره پیامبر اعظم(ص)و ائمه معصومین(علیهم السلام)است. موضوعات گوناگون سیره نبوی، جنگهای پیامبر، مقاتل، وقایع عصر ائمه(ع)و نیز تاریخ تحولات عراق و مدینه از موضوعاتی بود که شیعیان کاملا به آنها علاقمند بودند و به هیچ روی خود را جدای از آن تحولات نمی دیدند.

       طبیعی بود که در آن میان، حرکتها و جنبشهای شیعی یا متمایل به تشیع و یا حتی مخالف دولت اموی برای آنها مهم تر بود، زیرا آنها شاهد بودند که به هر روی سیره نبوی نگارش می یابد اما اخبار علویان و جنبشهای شیعی از میان می رود و یا تحریف می شود.از سوی دیگر تحولاتی، نظیر بحث از تاریخ خلفا نمی توانست توجه شیعیان را به خود جلب کند.دلیل آن نیز این بود که شیعه پیوندی میان تاریخ خود و تاریخ آنها نمی دید.[2] اما با توجه به همه مشکلات و موانع موجود بر سر راه تاریخ نگاری شیعه، تلاش آنان به ثمر نشست و تاریخ پر از ظلم بر علیه شیعیان به ثبت رسید و به نسل های بعد منتقل گردید.

       اولین رگه های تدوین و نگارش تاریخ توسط شیعیان در قالب سیره، تک نگاری(مقتل و وقایع نگاری)و ...به جریان افتاد؛ از برجسته ترین چهره های مورخ  شیعه در عصر ائمه اطهار می توان از ابان بن عثمان بجلی یاد کرد.وی کتاب با ارزشی در اخبار انبیاء و نیز سیره رسول خدا داشته که متأسفانه بخشی از آن بر جای مانده است.[3]

        نتیجه سخن آنکه مورخان شیعه پا به پای مورخان اهل سنت در ثبت و ضبط تاریخ تلاش های فراوانی را انجام داده و میراث فاخری را از خود  به جای گذاشته اند.حتی بعد از گسترش اسلام به مناطق شرق و غرب جهان اسلام، شیعیان به دیگر گونه های تاریخی توجه کیفی و کمی داشتند.

 موانع شیعیان در تاریخ نگاری

    تاریخ با همه اهمیتی که در اسلام دارد، بی شک مورد توجه خاص ائمه اطهار(ع) و شیعیان آنها بوده است.امام علی(ع)در نامه خود به امام حسن(ع)بر توجه به تاریخ و درس گرفتن از آن چنین می فرماید:

   «ای پسرم،من اگر چه به اندازه پیشینیان زندگی نکرده ام، اما با نظر به اعمال آنها و تفکر در تاریخ و سیر در آثار باقی مانده از آنها، گویی یکی از آنها هستم.»[4]

   حال سؤال این است که، با توجه به تأکید اسلام و ائمه(ع)به مطالعه تاریخ، آیا شیعیان نسبت به سایر مسلمین به تاریخ کم توجه بودند؟

   در یک جواب مختصر می توان گفت شیعیان بی توجه به این امر نبوده اند و عمده دلیل آن آثار مفید و ارزشمندی است که از حیث کیفیتی در زمینه تاریخ از خود به جای گذاشته اند.[5] اما پر کار نبودن آنها در زمینه تاریخ، در آغاز کار دلایل مختلفی دارد؛ زیرا بخشی از محتویات تاریخ عبارت از بیان و نقل حق و باطل و معرفی پیروان هر یک از آنها  است.با وضعیتی که از جهت سیاسی بر جامعه اسلامی بعد از رحلت پیامبر(ص)حاکم شد و حتی تا مدتی از نگارش و بیان سنت پیامبر (ص) منع می شد، امکان بیان حقایق، کمتر وجود داشت.زیرا طرفداران حق، به خصوص شیعیان، تحت انواع فشارهای سیاسی، نظامی و تبلیغاتی قرار داشتند.و حتی در برخی موارد شیعیان مجبور به تقیه می شدند تا عقاید خود را پنهان نگه دارند.

   به عنوان مثال: خالد بن عبدالله قسری از ابن شهاب زهری درخواست تدوین سیره نمود، ابن شهاب در پاسخ به وی گفت:

   «احیانا در لابلای سیره از علی(ع)سخن به میان می آید آیا با وجود این می توانم به این کار بپردازم؟ خالد بن عبدالله گفت: اگر ذکر نام او با آمیزه ای از تنقیص و خرده گیری باشد، مانعی ندارد.»[6]

    و یا در گزارش دیگری چنین می خوانیم:

  «نصربن علی جهضمی به علت نقل یک روایت در فضیلت علی و فاطمه و حسنین(ع)از طرف متوکل عباسی محکوم به هزار شلاق شد.»[7]

       اینگونه گزارشها حاکی از اوج فشارهای حاکمان اموی و عباسی بر روند نگارش تاریخ تشیع از سوی شیعیان است و تاریخ نیز به آن همه ظلم ها گواهی می دهد.

       نتیجه آنکه با همه این موانع و مشکلات، شیعیان در نگارش تاریخ شیعه و امامان معصوم(ع) گونه های مختلفی از تاریخ را که در نوع خود بی نظیر هستند به وجود آوردند.از جمله این نگارش ها که شیعیان نیز در خلق آنها تلاش نموده اند عبارت اند از:

1-    سیره نویسی[8]

2-    تاریخ دودمانی[9]

3-    تک نگاری[10]، مقتل نویسی، فتن و حروب[11]

4-    تاریخ عمومی[12] و....

 تک نگاری در وقایع مهم تاریخی

       تک نگاری حادثه ها، یک گونه از نوشته های تاریخی است که مسلمانان در ثبت وقایع مهم از آن بهره جسته اند.چنین نوشته هایی اغلب پیرامون روزهای پر حادثه ای است که سرنوشت تاریخی مسلمانان را دچار تحول می کند.تک نگاری از این جهت شباهت با ایام العرب دارد.نظم موجود در این تک نگاری ها بر اساس حوادثی است که منجر به یک واقعه مهم شده، به طوری که در شکل بیان حادثه، تنها ترتیب داخلی تحولات ریز آن حادثه رعایت می شود.[13]

      در قرون نخستین اسلامی تک نگاری های تاریخی در میان شیعه[14] و سنی رواج داشت.این گونه از تاریخ نگاری تنها منحصر به ثبت حوادث نظامی و سیاسی نبود بلکه آنچه از موضوعات اجتماعی و مذهبی که می توانست از زاویه تاریخی مورد علاقه مورخ قرار گیرد، مورد توجه قرار گرفته است.همانند کتاب المعمرین به معنای شناساندن کسانی که عمر طولانی کرده اند.

      خلاصه آنکه در تک نگاری، قالب های مختلفی وجود دارد.یکی از تلاش های جدی مورخان در تدوین تک نگاری، نگارش کتاب های مقتل نویسی است.

 مقتل نگاری

       در بررسی تاریخ تشیع، آنچه که روشن است ظلم و ستم و فشارهای سیاسی نسبی حاکمان اموی و عباسی به شیعیان است.شروع این فشارها از زمان رحلت پیامبر(ص)بود که به شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا(س)منجر گردید.محرومیت ها و رنجهای 25 ساله امام علی (ع) که خاری در چشم داشت و استخوانی در گلو و جز سکوت کاری نمی توانست انجام دهد و تبعید و شهادت افرادی مثل ابوذر، حجربن عدی و... نمونه های از این فشارها بود.اوج این مصیبت ها بعد از شهادت امام علی(ع)بود.

       معاویه به محض صلح با امام حسن(ع)و به دست گرفتن قدرت، با تمام قوا به جنگ همه جانبه علیه شیعیان پرداخت.بعد از معاویه، جانشینان او نیز، روش او را در تهاجم نسبت به شیعیان و علویان ادامه دادند.تا آنکه در سال 61هجری حادثه کربلا به وجود آمد و بزرگترین مصیبت را بر خاندان پیامبر(ص)و شیعیان وارد کرد.بعد از شهادت امام حسین(ع)سرکوبی شیعیان شدت بیشتری پیدا کرد.این جنایتها  نسبت به شیعه مخصوص بنی امیه نبود بلکه بنی عباس نیز به گونه ای بدتر از آنها عمل می کردند.بنابراین کتابهای مقتل نگاری شیعیان، بازگو کننده تاریخ سرخ و خونین شیعه است که به وسیله علماء و مورخین شیعه نگاشته شده و بخشی از تاریخ نگاری شیعیان را به خود اختصاص داده است.

      در آغازین مرحله از نگارش تاریخ شیعه، اندیشمندان شیعه کتابهای را با عنوان مقتل نگاری و عمدتاً درباره شهادت امام علی(ع)و نحوه آن به وجود آوردند.بعد از شهادت امام حسین و امام حسن(علیهما السلام)و یاران با وفای آنان، این گونه از تاریخ نگاری رونق یافت.بیشتر کتاب های نوشته شده که عنوان آنها«مقتل الحسین»بود،امروزه فقط یا نامی از آنها در فهرست نگاری ها باقی است و یا بخشی از آنها به صورت پراکنده در میان متون متأخر نقل شده است.و تنها اندکی از این مقاتل برجای مانده است.

      اکنون قبل از معرفی شخصیت های شیعی در زمینه نگارش و تدوین مقتل نگاری، بیان این نکته قابل توجه است که در این تحقیق تلاش بر آن است تا مقتل نگاری شیعیان از آغاز تدوین و نگارش، بر اساس تاریخ حیات و وفات آنها به همراه شرح مختصری از زندگی این نویسندگان و وضعیت فعلی آثار آنان در منابع رجالی و فهرست نگاری ارائه شود.

 مقتل نگاران شیعه

1- اصبغ بن نباته:حیات دوره امام علی(ع):

      نسب او«اصبغ بن نباته المجاشعی التمیمی الحنظلی» و کنیه اش ابوالقاسم است.او از خواص اصحاب امام علی(ع)بوده و بسیاری از روایات خویش را از آن حضرت نقل نموده است.از جمله روایت نقل شده از وی عهدنامه مالک اشتر نخعی و وصیت نامه آن حضرت به محمدبن حنفیه است.[15]

      اصبغ بن نباته در جنگهای جمل و صفین در کنار آن حضرت حضور داشته و به علت تقوا و اعتمادی که امام علی(ع)به او داشت،او را «شرطه الخمیس»قرار داده بود.[16]

       اصبغ بن نباته یکی از شیعیان[17] وفادار به ائمه و به ویژه امام علی(ع)است که در زمینه ثبت و ضبط تاریخ شیعه تلاش خود را به کار بسته است.از او در زمینه تک نگاری با موضوعیت مقتل نگاری و محوریت ائمه اطهار کتاب مقتل ابی عبدالله الحسین نقل شده است.از این اثر اکنون تنها روایاتی در برخی منابع دیگر تاریخی باقی مانده است.

      آقا بزرگ طهرانی در الذریعه درباره نگارش مقتل الحسین از آغازین مرحله آن معتقد است که:

     «اقول و الظاهر انه اول من کتب مقتل الحسین و کتابه اسبق کتب المقاتل.»[18]

       «به نظر من و در یک  نگاه  تحقیقی،اولین کسی که به نگارش کتاب مقتل الحسین دست یافت اصبغ بن نباته است و کتابش از کتب دیگر در باره مقتل قدیمی تر است.»

       اگر چه مشهور آن است که کهن ترین مقتل مکتوب از اصبغ ابن نباته است.چنانکه شیخ طوسی در الفهرست، کتاب مقتل الحسین بن علی را از آثار وی می داند.[19] هرچند بنابر خبری که شیخ صدوق نقل کرده است، اصبغ بن نباته، شهادت امام حسین(ع)را درک کرده[20]،اما در اخبار و گزارش های تاریخی، هیچ گونه خبری درباره واقعه عاشورا از او نقل نشده است، از این رو آن چه صحیح به نظر می رسد آن است که قاسم فرزند اصبغ که راوی برخی از اخبار واقعه عاشورا است، دارای کتاب مقتلی بوده[21]، چنانکه طبری،[22] ابوالفرج اصفهانی،[23] شیخ صدوق،[24]و سبط بن جوزی،[25] اخباری را به یک یا چند واسطه از او نقل می کنند.

       درباره تاریخ تولد و وفات منابع رجالی زمان دقیقی را ثبت نکرده اند.اما نجاشی درباره وی چنین می گوید:

       «و عمر بعده»یعنی بعد از امام علی(ع)در قید حیات بوده است.[26] اما صاحب الذریعه تاریخ وفات او را  بعد از صد سال می داند.[27] 

 

2- جابربن یزید الجعفی:وفات حدود128

      جابر یکی از بزرگان اهل کوفه بود.وی مورخ، مفسر و یکی از نخستین مؤلفان تک نگاری های متعدد شیعه بوده که شیخ طوسی[28] و نجاشی[29] وی را در زمره اصحاب امام باقر و امام صادق(ع)می دانند.شیخ مفید نیز او را یکی از یاران صادقین(ع)دانسته و معتقد است که هیچ گونه طعن و ذمی درباره او پذیرفتنی نیست.[30] اما نجاشی او را توثیق نکرده و به ذکر تضعیف دیگران درباره وی می پردازد.[31]

      رجالیون اهل سنت علاوه بر معرفی وی به عنوان راوی شیعه مذهب، نیز او را تضعیف کرده و از او با تعبیر،«احد العلماء الشیعه،رافضی[32] و یعتقد بالرجعه...»یاد کرده اند.اما با این وضعیت اهل سنت تعداد زیادی از روایت های جابر را نقل و به او اطمینان دارند.به نظر می رسد یکی از دلایلی که رجالیون سنی جابر را تضیعیف کرده اند از این جهت است که وی شیعه بوده و به رجعت به عنوان یک اصل اعتقادی شیعه اعتقاد دارد لذا او را ضعیف می دانند.

       با این حال می توان گفت که جابر از بزرگان و اصحاب ائمه بوده و جای هیچ گونه تردیدی درباره شخصیت وی وجود ندارد و امام صادق(ع)درباره جابر می گوید:

       «رحمت خدا بر جابر که بر ما راست می گویدو لعنت خدا بر مغیره بن سعید که بر ما کذب می گوید.»[33]

      جابر در زمینه فقه،تفسیر،تاریخ و معارف اسلامی صاحب تألیفاتی بوده است.از او در باب تاریخ و به ویژه مقتل نگاری کتاب های ذیل به نگارش در آمده است:[34]

1-    کتاب الجمل

2-    کتاب صفین

3-    کتاب نهروان

4-    کتاب مقتل امیرالمؤمنین

5-    کتاب مقتل ابی عبدالله الحسین

    روایت های بسیاری از جابر در منابع روایی و تاریخی از جمله کتاب صفین نصر بن مزاحم و در تاریخ طبری و.... باقی مانده است.اما اثر ارزشمند وی با نام مقتل الحسین اکنون موجود نیست.

    در تاریخ وفات او سالهای127و128و129و132هجری قمری بیان شده است.

3- جعفر بن عفان طائی:وفات150

     جعفربن عفان از مرثیه سرایان و شاعران بنام شیعه است که توفیق مرثیه سرایی در محضر امام صادق(ع)را یافته بود و گفته می شود کتاب وی که المراثی نام داشت در دویست ورقه بوده است.[35] این اثر نیز اکنون در دسترس قرار ندارد.

4- لوط بن یحیی بن سعید بن سالم الازدی الغامدی- ابو مخنف:وفات157

     لوط بن یحیی از آخرین تاریخ نگاران عصر اموی بود و عمدتا درباره موضوعات این دوره به تألیف آثار زیادی با عنوان تک نگاری که تاریخ نگاران بعدی از آنها بهره برده اند اقدام نمود.به گفته ولهاوزن:

    « ابو مخنف با علاقه خاص و به تفصیل موضوعات مربوط به خوارج و قیام های شیعه و شورش عراقیان را مورد بررسی قرار می دهد و بیشتر، روایت های کوفی را نقل می کند.همدلی او معطوف به عراق و علی(ع)است.[36]

     ابو مخنف، بنابر گفته نجاشی:

«بزرگ مورخین کوفه بوده است.»[37]

     شیخ طوسی در الفهرست بعد از معرفی شخصیت ابو مخنف،یحیی پدر او را از اصحاب امام حسن و حسین(ع)می داند.[38]بنابر گفته صاحب قاموس الرجال، یحیی بن سلیم از طرف امیر المؤمنین والی همدان تا اصفهان بوده که امام علی(ع)با ارسال نامه ای او را به شرکت در جنگ صفین فرا خواند.[39]

   استاد یوسفی غروی در مقدمه کتاب وقعه الطف لابی مخنف پیرامون شخصیت ابی مخنف چنین می نویسد:

    «انه لم یکن شیعیا و من صحابه الائمه بالمعنی المصطلح الشیعی الامامی، الذی یعبر عنه العامه بالرافضی، و انما کان شیعیا فی الرأی و الهوی کأکثر الکوفیین .... .»

   «او از جمله شیعیان و اصحاب ائمه به معنای مصطلح و معروف در نزد شیعه امامی نیست، چنانکه اهل سنت از وی به رافضی تعبیر می کنند، بلکه به درستی او در نظر و رفتار بود همانند اکثر کوفیان.... .»[40]

     اما از تعبیراتی که رجالیون عامه درباره او به کار برده اند؛ دلالت بر تشیع ابو مخنف می کند:

«و ابو مخنف لوط بن یحیی اخباری شیعی تالف، متروک.»[41]

      نجاشی و شیخ طوسی اگر چه درباره امامی بودن وی سکوت کرده اند اما آنها او را در زمره مصنفین از شیعه در آثار خود ذکر کرده اند.زیرا اصل تالیف کتاب نجاشی برای ذکر شیعیان امامی است و اگر از غیر امامیها نام ببرد، تذکراتی مثل فساد مذهب و......می دهد؛بنابراین نجاشی در مورد وی می گوید:

«و کان یسکن الی ما یرویه روی عن جعفر بن محمد(ع)».[42]

 در این صورت سکوت نجاشی می تواند مؤیدی برای شیعه بودن ابو مخنف باشد.اما در مجموع به نظر می رسد که تشیع او همانند دیگر شیعیان عراق و کوفه، اعتقادی نبوده است اما او را جزو شیعیان محبتی قرار داده اند زیرا علاقمند به ثبت و ضبط اخبار ائمه هدی بود.

تالیفات ابو مخنف:

     در ذکر شرح حال این مورخ شیعه از او 29 اثر ذکر کرده اند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می شود:

1-    کتاب المغازی

2-    کتاب السقیفه

3-    کتاب مقتل عثمان

4-    کتاب الجمل وصفین

5-    کتاب مقتل الحسن بن علی

6-    کتاب مقتل امیر المؤمنین

7-    کتاب قتل حجربن عدی

8-    کتاب قتل محمد

9-کتاب اخبار مختار

10- مقتل عبدالله بن زبیر

11- مقتل ابن اشعث

12- مقتل محمد بن ابی بکر

12- یکی دیگر از کتابهای متعددی که به وی نسبت داده اند کتاب«مقتل ابی عبدالله الحسین»[43]است.

       نسخه هایی که اکنون در کتاب خانه های جهان از این اثر وجود دارد و به نامهای:اخبار مقتل الحسین یا مصراع الحسین نیز نامیده شده، با روایت طبری از ابو مخنف در همین موضوع متفاوت است.از این رو برخی از محققان این اثر را مجعول دانسته اند.این تردید در صحت انتساب و اوصاف کتاب باعث شد تا کسانی منقولات طبری از ابو مخنف درباره واقعه کربلا را استخراج و کتابی با عنوان مقتل الحسین را منتشر کنند.[44]

      صاحب قاموس الرجال در بیان شرح حال ابو مخنف می گوید:

      «و کتابه فی مقتل الحسین- یروی عنه الطبری[45] و ابو الفرج- اصح مقتل فانه یروی الوقایع غالبا بواسطه واحده».[46]

      «کتاب ابو مخنف در مقتل الحسین(ع) است که طبری و ابوالفرج اصفهانی از این کتاب نقل روایت کرده اند.این کتاب صحیح ترین کتاب مقتل است زیرا او روایتهای عاشورا را غالبا با یک نفر واسطه نقل می کند.»

      این کتاب در سال 1398 هجری قمری به کوشش حسن غفاری فراهم و در شهر مقدس قم منتشر شد.درسال 1367 جنای حجت الاسلام و المسلمین محمد هادی یوسفی غروی این کتاب را با تحقیق و بررسی با نام وقعه الطف لابی مخنف در انتشارات مؤسسه النشر الاسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه در شهر قم به به چاپ رساند.

     «مقتل الحسین»شامل روایات مفصلی است درباره واقعه کربلا از بررسی زمینه های پیدایش آن تا حرکت امام حسین(ع)از مدینه،فعالیت شیعیان در کوفه و مقابله عبیدالله بن زیاد،جنگ سپاه شام با امام و پس از آن قیام کوفیان به خونخواهی او می باشد.

      در پایان چاپ اخیر این کتاب فهرستی از شیوخ و راویان ابو مخنف با بعضی توضیحات تهیه و عرضه شده است.

درباره زمان و مکان وفات ابی مخنف تاریخ وفات او را در سال 157 هجری قمری و محل آنرا کوفه می دانند. 

5- ابومنذر هشام بن محمدبن السائب بن بشربن زید بن عمرو بن الحارث: وفات205

     هشام بن محمد شخصی مورخ و نسابه بوده و به اخبار و سرگذشت و مثالب و وقایع عرب عالم بوده و آنها را از پدرش و گروهی از راویان عرب آموخته بود.[47]

نجاشی نیز درباره وی می نویسد:

«.....الناسب، العالم بالایام، المشهور بالفضل و العلم و کان یختص بمذهبنا.....»

«...او نسب دان، عالم به علم ایام، مشهور به فضل و علم و از پیروان مذهب شیعه است... هشام بن محمد از اصحاب امام صادق(ع)بوده و حدیث مشهور او را نجاشی چنین نقل  می کند:

       «به مرض شدیدی دچار شدم و تمام علمم را فراموش کردم.خدمت امام صادق(ع)نشستم، آن حضرت علم را در کاسه ای به من  نوشانید پس علم من بازگشت.»[48]

       هشام علاوه بر آنکه راوی مقتل ابی مخنف است،[49] در تاریخ اسلام و به ویژه در تاریخ تشیع دارای آثار با ارزشی است.این آثار در مجموع بیش از 135 اثر می باشد و قریب به اتفاق موضوع کثیری از آنها تاریخ است.بخشی از کتاب های تاریخی وی ،اختصاص به «مقتل»نگاری دارد.[50]از جمله:

1-    کتاب مقتل امیر المؤمنین

2-    کتاب حجربن عدی

3-    کتاب مقتل رشید و میثم و جویریه بن مسهر

4-    کتاب مقتل الحسین

5-    کتاب قیام الحسین

6-    کتاب مقتل عثمان

     از این آثار اثر مربوط به مقتل الحسین وی اکنون در دسترس مورحان قرار ندارد. در تاریخ وفات او سالهای 204و205و206ذکر گردیده است. 

6- نصربن مزاحم بن سیار المنقری التمیمی الکوفی- ابوالفضل:وفات212

      نصربن مزاحم منقری کوفی نیز در زمینه نگارش مطالب تاریخی به ویژه تاریخ تشیع آثار ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته است که بارزترین نمونه آن کتاب«وقعه الصفین»است.

     نجاشی در مورد او می گوید:

              « ابوالفضل کوفی مستقیم الطریقه،صالح الامر،غیر انه یروی عن الضعفاء»[51]

      به نظر می رسد تنها ایراد وی نقل روایت از ضعفا است و نه تشیع وی، زیرا اگر در شیعه بودن وی تردیدی وجود داشت از سوی نجاشی به آن اشاره می شد.علاوه بر آن،نقل روایت از ضعفا از سوی نصربن مزاحم که نجاشی به آن اشاره می کند،نمی تواند برای او تضعیف باشد؛زیرا معمولا آن دقتی که فقها در اسناد اخبار خویش به خرج می داده اند،مورخین اعمال نمی کرده اند و چنین دقت های در باب تاریخ نه لازم است و نه ممکن.

      ابن ابی الحدید درباره وی چنین می گوید:

«فهو ثقه ثبت،صحیح النقل،غیر منسوب الی الهوی.»[52]

      نکته قابل توجه در تشیع وی این است که ذهبی در میزان الاعتدال و ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان او را سنی نمی دانند و از او به رافضی یاد می کنند، و در ذیل شرح حال نگاری نصر بن مزاحم، قول العقیلی درباره تشیع او را تذکر می دهند.[53]بنابراین به نظر می رسد اندیشه شیعی وی غلبه داشته که او را به این وصف معرفی کرده اند.

      در زمره آثار او 9«نه»اثر ثبت شده است و تعدادی از آنها در مقتل است.که اکنون موجود نیست.از جمله کتابهای مقتل نگاری او عبارت است از:

      1- مقتل ابی عبدالله الحسین

      2- مقتل حجربن عدی

      3- اخبار مختار[54]

      تاریخ وفات نصربن مزاحم منقری سال 212 هجری قمری است.

7- ابراهیم بن اسحاق الاحمری النهاوندی«ابو اسحاق»:حیات269

       در رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی، سه کتاب مربوط به موضوعات تاریخی به او نسبت داده اند که عبارت اند از:[55]

1- کتاب مقتل ابی عبدالله الحسین(ع)[56]

2- نفی ابی ذر

3- کتاب الغیبه

       وی از بزرگان علما و روات بوده و صاحب تألیفات متعدد در فقه، تاریخ، نوادر و غیره است،و بسیاری از بزرگان شیعه؛ مثل، محمدبن حسن صفار، احمدبن محمد بن عیسی قمی و بسیاری دیگر از او حدیث نقل کرده اند.[57]

       نجاشی و شیخ طوسی،او را تضعیف کرده اند.شیخ طوسی درباره وی می گوید:

«ابراهیم بن اسحاق الحمری النهاوندی، کان ضعیفا فی حدیثه، متهما فی دینه و صنف کتبا قریبه من السداد.»[58]

       در این عبارت ضمن تضعیف او، اما کتابهایش را نزدیک به صحت دانسته می دانند.اما نتیجه کلام بر اساس منابع رجالی آنکه،در منابع رجالی وی از یک سو فردی ضعیف و متهم در دین معرفی شده و از سوی دیگر دارای کتاب های است که به تصریح نجاشی و شیخ طوسی از استحکام و اتقان برخوردار است.از این رو بعضی تلاش کرده اند تضعیف نهاوندی را دور از واقعیت معرفی کنند و دلیل ضعف او را کثرت روایات صادره از او که نزد دیگران استفاده غلو آمیز از آنها می شود قلمداد نمایند.اما به گفته عده ای دیگر حقیقت این است که روایات مذکور قابل تأویل بوده و معنای درستی دارند و شواهد بسیاری نیز بر استواری شخصیت نهاوندی و صحت روایات او ارائه می دهند.[59]

      قابل توجه آنکه نام احمری نهاوندی مشترک بین دو نفر است.شیخ طوسی در الفهرست پس از تضعیف نهاوندی،فرد دیگری با همین نام را در رجال خود توثیق کرده و او را از اصحاب امام هادی(ع)بر شمرده است.بیشتر علمای رجال نیز قائل به تعدد این شخصیت هستند زیرا از نهاوندی ثقه، محمد بن خالد برقی روایت نقل می کند.

     پس به نظر می رسد که کتاب هایی که وی نوشته و روایت های او در برخی از آثارش همچون نفی(اخراج) ابوذر، حاکی از تشیع و نشان از سلامت اعتقاد اوست.

       درباره وفات او تاریخ مشخصی در کتب رجالی ذکر نشده است.مگر این که نجاشی روایتی نقل می کند که ضمن آن روایت می گوید:

«راوی،این روایت را در سال 269 از ابراهیم بن اسحاق شنیده است.»

       این سخن بر حیات او تا این تاریخ دلالت می کند.

8- سلمه بن الخطاب البراوستانی ازدورقانی ابوالفضل:وفات250به بعد

      ابوالفضل سلمه بن الخطاب از فقیهان و محدثان شیعه در سده سوم هجری بوده و منسوب به براوستان از روستاهای قدیم ری است.

      نجاشی علاوه بر ذکر نام او در فهرست دانشمندان شیعه درباره وی می گوید:

«کان ضعیفا فی حدیثه».[60]

      او در فقه و معارف کتب زیادی داشته است اما در تاریخ دو کتاب از او نقل شده است که عبارتند از:

1-وفات النبی

2- کتاب مولدالحسین و مقتله.

    اگرچه شیخ طوسی از این کتاب اخیر با نام مقتل الحسین یاد کرده است.[61]اما این اثر اکنون موجود نیست.

     منابع شرح حال نگاری  مطلبی درباره وفات او ذکر نکرده اند،ولی با توجه به اشخاصی که از او روایت نقل کرده اند،باید وفات او در نیمه دوم قرن سوم یعنی سال250باشد. 

9- ابراهیم بن محمد بن سعید هلالی الثقفی:283

      او اهل کوفه بوده و برای مدتی به اصفهان منتقل و در آنجا سکونت یافت.مذهب او در آغاز زیدی بود اما به مرور زمان به عقیده شیعه دوازده«12»امامی روی آورد.[62]

      «ابی اسحاق ابراهیم الثقفی و هو من ولد عم المختار بن ابی عبیده الثقفی و کان یسکن باصفهان و سألوه الانتقال الی قم.»

      سبب انتقال وی از کوفه به اصفهان تألیف کتابی با نام المعرفه در مناقب اهل بیت و مثالب سلف بود.بزرگان کوفه وی را از نشر این کتاب منع کردند.اما او بر خلاف سنت تقیه سوگند یاد کرد این کتاب را در بین دشمنان اهل بیت انتشار دهد.[63]

      او دارای آثار زیادی است اما اکنون معروف ترین اثر وی که کتاب الغارات است از وی برجا مانده است.برخی از آثار تاریخی وی عبارتند از:

      «کتاب المبتداء، سیره، اخبار المختار، مغازی، سقیفه، جمل، صفین، مقتل امیرالمؤمنین و کتاب مقتل الحسین».[64]

نجاشی درباره تاریخ وفات او می گوید:

«ابراهیم بن محمد الثقفی در سال 283 وفات یافت»

10- محمد بن علی بن حمزه بن الحسن بن عبیدالله بن العباس بن علی بن ابی طالب: ابو عبدالله.وفات287

       محمدبن علی از اصحاب امام هادی(ع)و امام عسگری(ع)بوده و از آنها روایت نقل کرده است.او مورخ،محدث و شاعر بوده است.

      نجاشی درباره وی می گوید:

     «ثقه،عین فی الحدیث،صحیح الاعتقاد.......و فی داره حصلت ام صاحب الامر(ع)بعد وفاه الحسن(ع)»[65]

     «او ثقه و از نظر اعتقادی فردی سالم است.مادر امام عصر(عج)بعد از وفات امام عسگری(ع)در خانه او زندگی می کرده است.»

      در زمینه نگارش کتاب های تاریخی و مقتل نگاری کتابی با نام«مقاتل الطالبین»از او نقل کرده اند.این کتاب از منابع و مصادر مهم کتاب مقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی بوده است.[66]

      او در سال287درود حیات گفت و به دیدار حق شتافت.

11- احمد ابن اسحاق ابی یعقوب، ابن واضح یعقوبی:وفات292یا294

       یعقوبی مورخ نامدار اسلام و صاحب آثار با ارزشی چون تاریخ یعقوبی است. او به غیر از تاریخ و جغرافیا، در علم نجوم، شعر و ادبیات نیز دستی داشته است. [67]

      با مرور و مطالعه کتاب تاریخ وی به طور مکرر به مطالبی درباره امام علی(ع)، روز غدیر، شأن نزول آیه «الیوم اکملت لکم دینکم»و ذکر داستان هجوم به خانه زهرا(س)بر می خوریم که به خوبی از نگرش شیعی وی حکایت دارد.[68]

      یعقوبی دارای آثار برجسته ای بوده که برخی از آنها مفقود شده و برخی نیز وجود دارد که از آن جمله می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

     1- البلدان.این کتاب با همین نام چاپ و منتشر شده است.

     2- تاریخ.این اثر نیز با نام تاریخ یعقوبی مشهور و در چاپ های مختلفی نشر یافته است.این کتاب مشتمل بر تاریخ عمومی است.

      3- مقتل ابی عبدالله الحسین.

       آقا بزرگ طهرانی درباره تعلق کتاب مقتل الحسین به یعقوبی چنین می نویسد:

       « مقتل ابی عبدالله الحسین للا خباری الشهیر بابن واضح صاحب تاریخ الیعقوبی المتوفی بعد سنه294و292 و هو متأخر عن ابی مخنف صاحب مقتل ابن اشعث»[69]

        این اثر نیز اکنون موجود نیست.اما بخش های از آن در تاریخ یعقوبی در بیان جریان حرکت و شهادت امام حسین(ع) وجود دراد.

    با مراجعه به منابع فهرست نگاری درباره آثار وی چنین نوشته ای در فهرست آثار وی دیده نشد.بلکه تنها گزارش وی از مقتل امام حسین(ع)چند صفحه به صورت مختصر بیشتر نمی باشد.[70] به نظر می رسد این مطالب یعقوبی از سوی صاحب الذریه به عنوان کتاب مستقلی فرض شده است. 

12- محمدبن زکریا بن دینار الغلابی- ابو عبدالله صاحب مولی بنی غلاب البصری: وفات 298

       نجاشی او را از بزرگان شیعه،عالم به علم تاریخ و دارای تألیف دانسته و از او تألیفاتی در این باره نقل می کند.[71]ابن ندیم در الفهرست نیز او را این گونه معرفی می کند:

      «احد الرواه للسیر..... و کان ثقه،صادقا و له من الکتب،کتاب مقتل الحسین»[72]

      اکثر تألیفات تاریخی محمدبن زکریا در زمینه تاریخ تشیع است.او نیز همانند دیگر مورخین تاریخ شیعه بخشی از نگاشته های خود را به مقتل اختصاص داده و در این را برای پاسداری از میراث شیعه تلاش نموده است.از جمله آثار تاریخی او عبارتند از:

1-    الجمل و الناهضین الی وقعته

2-    وقعه صفین

3-    مقتل امیر المؤمنین

4-    مقتل ابی عبدالله الحسین

5-    اخبار فاطمه و منشأها و مولدها

6-    اخبار زیدبن علی

     اکنون کتاب مقتل ابی عبدالله الحسین وی موجود نمی باشد.سال وفات محمدبن زکریا 298 هجری قمری در شهر بصره است. [73]

13- محمد بن احمد بن یحیی الاشعری القمی- ابوجعفر:وفات نیمه دوم قرن سوم(به احتمال299)

      نجاشی و شیخ طوسی نیز در الفهرست از او به بزرگی یاد کرده و می گویند:

      وی محدثی ثقه بود،جز اینکه از محدثان ضعیف نیز روایت می کرد،چون وی شخصی سلیم النفس بود اهمیت نمی داد که از چه کسی روایت اخذ کند:

      «محمدبن احمد در حدیث ثقه است؛الا این که اصحاب ما گفته اند که از ضعفا نقل روایت می کند و به روایات مرسله اعتماد می کند و در این که از چه کسی روایت نقل می کند،مبالات ندارد.و خلاصه آنکه در نفس خود هیچ عیبی وجود ندارد.بعضی از اصحاب بین روایات او استثناء قائل شده اند.»[74]

      ابن ندیم در الفهرست نیز او را از دانشمندان شیعه در روایت و فقه دانسته و سه کتاب از وی را بر می شمارد.[75]

      در ذکر آثار تاریخی وی از سه کتاب به نامهای«مقتل ابی عبدالله الحسین»و«کتاب الملاحم»و«کتاب ما نزل القرآن فی الحسین بن علی»یاد شده است.[76]که کتاب مقتل امام حسین وی اکنون در دست نمی باشد.وفات محمد بن احمد حدودا نیمه قرن سوم هجری قمری بوده است. 

14- عبدالعزیز بن یحیی بن احمد بن عیسی الجلودی الازدی البصری- ابو احمد: وفات332

       جد اعلای او،عیسی،از اصحاب امام باقر(ع)بوده و خود او از مورخان برجسته شیعه به حساب می آید که بیشترین آثار خود را در این زمینه از خود به یادگار گذاشته است.آثار جلودی اکنون وجود ندارد و شیعیان نیز به آن آثار توجه نشان نداده اند.زیرا رنگ و بوی نگارش آثار جلودی بر خلاف دیگر نوشته های مورخان شیعه،تاریخی محض است و به کلام توجه نداشته است.

       نجاشی درباره  وی می نویسد:

«بزرگ بصره و مورخ آنجا بوده است»[77]

      از این بیان نجاشی استفاده می شود که او فاسد المذهب نبوده و الا اگر درباره شخصیت وی مطلب قابل توجهی وجود داشت آنرا ذکر می کرد.

      شیخ طوسی نیز در فهرست از او چنین یاد می کند:

«از اهالی بصره و امامی مذهب است.کتاب هایی در تاریخ،سیره و فقه دارد.»[78]

      نجاشی حدود 77 اثر را از او نقل می کند و می گوید:

«این همه کتاب های جلودی است که من در فهرست ها دیده ام.»[79]

      آثار جلودی عمدتا در سه قالب می گنجد.وقایع نگاری،تک نگاری و شخصیت نگاری.از جمله نگارش های وی در مقتل عبارت است از:

1- مقتل ابی عبدالله الحسین

2- مقتل امیر المؤمنین

3- فی امر الحسن

4-اخبار مقتل عثمان

5- مقتل محمد بن ابی بکر

    جلودی در سال 332هجری قمری از دنیا رفت.اما اثر با ارزش وی در مقتل ابی عبدالله موجود نمی باشد.

 15- محمدبن یحیی- ابو جعفر العطار القمی:

      نجاشی درباره وی می گوید:

      «شیخ اصحابنا فی زمانه، ثقه، عین،کثیر الحدیث، له کتب منها کتاب مقتل الحسین و کتاب النوادر»[80]

      «محمد بن یحیی از علمای شیعه در زمان خود است.او ثقه، احادیث کثیری را نقل کرده و دارای کتاب های است.از جمله آنها می توان به مقتل الحسین و کتاب نوادر اشاره کرد.»اما کتاب مقتل وی موجود نمی باشد.

16- علی بن الحسین بن محمدبن الهیثم بن عبدالرحمن القرشی المعروف به ابوالفرج الاصفهانی:وفات356

      شهرت و بزرگی او بیش از آن است که در چند سطر بگنجد.کتاب«الاغانی»[81]او دائره المعارفی از تاریخ و ادب و فرهنگ است و همین اثر شهرت او را دو چندان کرده است.

      به اتفاق بیشتر علمای علم رجال شیعه ،او زیدی مذهب[82] بوده و به خاطر نزدیکی که بین تشیع زیدی و تشیع اثنی عشری وجود دارد دانشمندان امامیه متعرض حالات او شده و او را جزو رجال شیعه ذکر کرده اند.

     مهمترین آثار او سه کتاب معروف است که هر دو در موضوع خود ارزشمند و کم نظیر ند و آنها عبارتند از:

1-    الاغانی

2-    مقاتل الطالبیین

3-    ما نزل من القرآن فی امیر المؤمنین.[83]

      کتاب مقاتل الطالبیین اکنون موجود است.در این اثر تاریخی به گزارش و جریان شهادت ائمه اشاره رفته است.تاریخ وفات او سال356ذکر شده است.

17- ابو سعید الحسن بن عثمان بن زیاد تستری:

      زیاد تستری از نظر زمانی مقدم بر شیخ صدوق است.شیخ صدوق در امالی خود، مجلس سی ام را که سراسر آن مقتل امام حسین است از کتاب او نقل می کند.[84]

     «مقتل ابی عبدالله الحسین، لزیاد التستری ینقل عنه الصدوق فی المجلس الثلاثین من الامالی.»[85]

18- محمدبن علی بن فضل بن تمام بن سکین:حیات در صده چهارم هجری

     شیخ نجاشی درباره وی می گوید:

   «و کان ثقه،عینا،صحیح الاعتقاد جید التصنیف له کتب:منها کتاب الکوفه......و کتاب مقتل الحسین»

وی هم طبقه با شیخ صدوق و ابن غضائری بوده است.[86]

19- ابو جعفر محمدبن علی بن الحسین  بن موسی بن بابویه قمی.مشهور به شیخ صدوق: وفات381

     در جلالت شیخ صدوق همین بس که شیخ طوسی او را با واژه هایی چون فقیه و عمادالدین وصف کرده است.[87]شیخ صدوق به عنوان روایت گری بزرگ و بسیار راستگو شناخته شده است.او تا جایی مورد قبول علما و شیعیان قرار گرفته که روایات مرسل او در حکم مسند دانسته شده و به آن عمل می شود.

     روایات اثر ارزشمند وی به نام«من لا یحضره الفقیه»ازکتب اربعه شیعه به اجماع علمای شیعه در شمار روایات صحیح قرار دارد.شیخ صدوق علاوه بر تألیفات ارزشمند فقهی و روایی کتبی در زمینه تاریخ نیز دارد که عبارتند از:[88]

1-    اخبار فاطمه

2-    کتاب التاریخ

3-    اخبار جعفربن طیار و فضائله

4-    اخبار زید بن علی

5-    مقتل ابی عبدالله الحسین(ع)

     در میان کتاب های نشر یافته از سوی شیخ صدوق،آقا بزرگ طهرانی کتابی با نام«مقتل الحسین»(ع)به او نسبت داده است.[89]شیخ صدوق در ضمن برخی از آثار خود از این کتاب نام برده و به آن ارجاع داده است.به عنوان مثال در فصل حج و باب زیارات کتاب«من لا یحضر الفقیه» می نویسد:

«من در کتاب«الزیارات»و در کتاب«مقتل الحسین(ع)»انواعی از زیارت ها را آورده ام.».[90]

         کتاب مقتل الحسین - که اکنون مفقود است- به روایت شیخ صدوق با تحقیق و ترجمه محمدصحتی سردرودی با همکاری انتشارات هستی در تاریخ 1381برای اولین بار به چاپ رسیده است.در این پژوهش بنا بر گفته محقق آن به تأسی از شیخ صدوق،عناوین فصول و ابواب و احادیث را از متن اخبار و روایات برگزیده است.این متون احادیث خود، یکدیگر را توضیح و تفسیر می کنند.

        این محقق تلاش نموده تا بیشتر اطلاعات این کتاب را از آثار شیخ صدوق استخراج نماید و در موارد اندکی روایاتی را به رابطه دیگر دانشوران شناخته شده شیعه همچون شیخ طوسی،شیخ مفید که از صدوق نقل کرده اند استناد دهد.[91]این مقتل تا قرن ششم هجری موجود بوده و ابن شهرآشوب از آن روایت نقل کرده است.[92]

      این عالم برجسته شیعه در سال 382وداع حق را درود گفت.

20- ابوجعفر محمدبن حسن الطوسی معروف به شیخ طوسی:وفات460

       شیخ طوسی از علمای برجسته شیعه و از شاگردان شیخ مفید و معاصر نجاشی بوده است.او در زمینه های مختلف از جمله فقه،اصول فقه،کلام و تاریخ آثار با ارزشی را از خود به یادگار گذاشته است که سالیان متمادی شیعه از آن علوم بهره برده اند.از معروف ترین آثار تاریخی وی کتاب الغیبه درباره امام زمان(عج)و در فقه تهذیب الاحکام،استبصار و خلاف و....می باشد.

       نجاشی که معاصر وی بوده در مورد شخصیت شیخ طوسی می گوید:

      «جلیل فی اصحابنا،ثقه عین من تلامذه شیخنا ابی عبدالله(شیخ مفید)له کتب منها:الرجال من روی عن النبی و الائمه(ع)و الفهرست لکتب الشیعه و اسماء المصنفین»[93]

       شیخ طوسی درباره خود در کتاب الفهرست چنین می نویسد:

« محمدبن الحسن بن علی الطوسی مصنف هذا الفهرست له عده کتب منها.....»[94]

اما کتاب های تاریخی وی عبارت است از:

1-    کتاب الغیبه

2-    کتاب اختیار الرجال

3-    کتاب مقتل ابی عبدالله الحسین(ع)

     در حال حاضر کتاب مقتل اکنون در دسترس مورخان قرار ندارد.شیخ طوسی در سال460بعد از ارئه خدمات علمی و فرهنگی به شیعیان و تلاش در تأسیس حوزه علمیه نجف به لقای حق شتافت.  

21- ابو اسحاق ابراهیم بن سلیمان بن عبدالله(عبیدالله)بن حیان النهمی خزاز الکوفی

      شرح حال نویسان تعدادی تألیفات تاریخی را به او نسبت داده اند:

1-    اخبار ذی القرنین

2-    کتاب ارم ذات المعاد

3-    مقتل امیرالمؤمنین[95]

4-    کتاب جزهم

      او از رجال و محدثین شیعه بوده است.چنانچه شیخ طوسی در الفهرست درباره وی می گوید:

«ثقه فی الحدیث سکن الکوفه»[96]

      اگر چه در کتب رجال و تراجم به غیر از توضیح در مورد نسب او،چیزی بیشتر ذکر نگردیده است.صاحب تنقیح المقال در مورد وثاقت او اقوال مختلفی را نقل و پس از آن بیان می کند:

      «تضعیف ابن الغضائری،لا یقاوم توثیق هؤلاء و روایته عن الضعفاء(ان ثبت)لا تنافی الوثاقه.و فی الجمله،لا ینبغی التوقف فی وثاقته»[97]

      با توجه به مطالب فوق، شیعه بودن ایشان روشن است.ابن حجر در مورد او گفته است:

«و قد ذکره ابو جعفر الطوسی فی رجال الشیعه و هو اعلم به»[98]

در منابع رجالی به هیچ وجه تاریخی از دوره حیات و وفات وی به دست نیامد لذا این اندیشمند  در زمره آخرین مقتل نگاران ثبت گردید.

نتیجه:

     بعد از رحلت پیامبر(ص)،در دوران سکوت 25 ساله امیرالمؤمنین(ع)، شیعیان توسط حاکمان پراکنده شده و کثیری از برجستگان  شیعه همانند ابوذر غفاری مورد اذیت و آذار قرار گرفتند.با شهادت امام علی(ع)و فشار معاویه به شیعیان در عدم حمایت از خاندان پیامبر (ص) کلید گونه ای دیگر از تاریخ نگاری با عنوان مقتل نگاری در ثبت وقایع و نحوه شهادت امام علی(ع)و یاران با وفای او همچون حجربن عدی و یگران، از سوی شیعیان رقم بخورد.از طرف دیگر ثبت تاریخ خلفا و حاکمان بنی امیه نیز آنها را اقنا نمی کرد.

    این نوع از تاریخ نگاری با هدف ثبت وقایع اتفاق افتاده در جنگها با محوریت شهادت ائمه اطهار، با شهادت امام حسن(ع)و بعد از او برادرش امام حسین(ع)رونق یافت.به گونه ای که مورخین اهل سنت نیز علاوه بر نوشتن مقتل خلفا و ائمه، از روایت های راویان شیعه در تدوین آثار خود استفاده می کردند. در پایان به نظر می رسد:

1- طبق بررسی و تطور در آثار فهرست نویسان ، اولین مورخ و مقتل نگار شیعه، اصبغ بن نباته و یا فرزند او می باشد.

2- مقتل نگاران، همگی مورخ نبوده بلکه با توجه به ضرورت ثبت سیره ائمه و ظلم های که حاکمان بنی امیه و بنی عباس بر آنان روا داشته اند، اقدام به نگارش این گونه از تاریخ نگاری کرده اند.

3- آثار مقتل نگاری برخی از این مورخین اکنون به صورت مستقل وجود ندارد.به عنوان نمونه آثار موجود از شیخ صدوق و ابومخنف، گرده برداری از مطالب نقل شده از این مقتل نگاران در دیگر منابع تاریخی از جمله آثار شیخ صدوق و تاریخ طبری است.

فهرست منابع:

قرآن

نهج البلاغه.ترجمه عبدالحمید آیتی.تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی.چاپ سوم1378نامه31

آقا بزرگ طهرانی.الذریعه الی تصانیف الشیعه،بیروت،دارالاضواء.چاپ دوم.ج22

ابن ابی الحدید.شرح نهج البلاغه،تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،دار احیاء الکتب العربیه،ج1

ابن الندیم،،محمد بن اسحاق.الفهرست،ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد.تهران،نشر امیرکبیر.چاپ سوم. 1366

ابن بابویه قمی(شیخ صدوق)،ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین.من لا یحضره الفقیه،تصحیح علی اکبر غفاری. قم.جامعه مدرسین، ج2

ابن حجر عسقلانی، شهاب الدین ابی الفضل احمد بن علی.لسان المیزان..چاپ اول.ج1

ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، بیروت،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،ج6

ابن شهرآشوب،مناقب آل ابی طالب،تحقیق یوسف بقاعی،انتشارات ذوالقربی،1379ش،ج4

ابن قتیبه الدینوری،ابی محمد عبدالله بن مسلم.المعارف،.بیروت.دارالکتب العلمیه.منشورات محمد علی بیضون . 1424ق

ابو الفرج اصفهانی،علی بن الحسین. الاغانی،بیروت.داراحیاءالتراث العربی.

ابوالحسنی،رحیم.عالمان شیعه،قم.نشر شیعه شناسی.چاپ اول1384

ابوالفرج اصفهانی،علی بن حسین بن محمد، مقاتل الطالبین،«قم،مؤسسه دار الکتاب 1385ق

اعیان الشیعه.سید محسن امین.بیروت دارالتعارف.ج2

تستری،محمد تقی.قاموس الرجال،قم تحقیق و نشر مؤسسه النشر الاسلامی.چاپ دوم 1417قمری.ج8

جعفریان، رسول.حیات فکری و سیاسی امامان شیعه،قم.نشر انصاریان1381.چ4

جعفریان،رسول.سیره رسول خدا.قم.انتشارات دلیل.چاپ اول1380.ج1

خطیب بغدادی.تاریخ بغداد،بیروت،دارالکتب العربی،بی تا.ج13

الذهبی، میزان الاعتدال،تحقیق علی محمد البجاوی،بیروت، دار المعرفه،چاپ اول1382ق»ج1و4

سبط بن جوزی،یوسف بن قزعلی بغدادی، تذکره الخواص من الامه بذکر خصائص الائمه، تحقیق حسین تقی زاده «بی جا، مرکز الطباعه و النشر للمجمع  العالمی لاهل البیت،1426ق»ج2

سجادی،سید صادق.تاریخ نگاری در اسلام،.تهران،انتشارات سمت1382چاپ5.

شیخ صدوق.مقتل الحسین،تحقیق و جمع آوری توسط،محمدصحتی سردرودی.قم.چاپ اول1381.

شیخ صدوق،امالی شیخ صدوق،«بیروت،چاپ پنجم،1400ق»

شیخ صدوق،ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،تحقیق سید محمد مهدی«قم، انتشارات شریف رضی،1368ش،

شیخ طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن.الاستبصار،.بیروت،دارالاضواء.چاپ سوم1406قمری.ج4

شیخ طوسی، رجال طوسی،تحقیق جواد قیومی اصفهانی،«قم،جامعه مدرسی1415ق،»ص129و176.

شیخ طوسی،ابی جعفرمحمدبن الحسن بن علی.الفهرست،به کوشش محمود رامیار.مشهد.انتشارات دانشگاه مشهد1351

شیخ طوسی،اختیار معرفه الرجال، تحقیق،میرداماد،«قم،مؤسسه آل البیت،1404ق»ج2،ص436.

شیخ مفید،الاختصاص.منسوب به شیخ مفید.تحقیق علی اکبر غفاری،«قم،جامعه مدرسین»ص67

طبری، تاریخ الامم و الملوک،«بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات»ج4

فؤاد سزگین،تاریخ نگارش های عربی..ترجمه مهران ارزنده.تهران.چاپ اول1380.ص437 * به نقل از امپراطوری عرب و سقوط آن.برلین1902میلادی.

مامقانی،عبدالله.تنقیح المقال.قم.نشر آل البیت.چاپ اول1423قمری.ج3

مدرسی طباطبایی،سید حسین،میراث مکتوب شیعه،ترجمه علی قرائی و رسول جعفریان،قم،اعتماد،چاپ اول1386ش

نجاشی،ابی العباس احمدبن علی.رجال نجاشی،تحقیق سید موسی شبیری زنجانی،قم جامعه مدرسین قم،چاپ پنجم1416ق

یوسفی غروی،محمد هادی،وقعه الطف لابی مخنف،قم، جامعه مدرسین1367ش،



[1] . احزاب/آیه21

[2] .جعفریان، رسول.حیات فکری و سیاسی امامان شیعه،قم.نشر انصاریان1381.چ4.ص13

[3] .نجاشی،ابی العباس احمدبن علی.رجال نجاشی،تحقیق سید موسی شبیری زنجانی،قم جامعه مدرسین قم،چاپ پنجم1416ق،ص13

[4] . نهج البلاغه.ترجمه عبدالحمید آیتی.تهران دفتر نشر فرهنگ اسلامی.چاپ سوم1378نامه31

[5] .ر.ک.الذریعه الی تصانیف الشیعه،آقا بزرگ طهرانی. و دیگر منابع رجالی و فهرست.

[6] . ابو الفرج اصفهانی،علی بن الحسین. الاغانی،بیروت.داراحیاءالتراث العربی.ص15تا22

[7] .خطیب بغدادی.تاریخ بغداد،بیروت،دارالکتب العربی،بی تا.ج13.ص287

[8] .امام سجاد(ع)می فرمایند: «کنّا نعلم مغازی رسول الله کما نعلّم السوره من القرآن.»بنابر این در پی این سخن، آثاری در این زمینه از سوی شیعیان به وجود آمد.از جمله این آثار می توان به موارد ی اشاره کرد: از برجسته ترین چهره های مورخ  شیعه در عصر ائمه اطهار می توان از ابان بن عثمان بجلی یاد کرد.وی کتاب با ارزشی در اخبار انبیاء و نیز سیره رسول خدا داشته که متأسفانه بخشی از آن بر جای مانده است.«نجاشی،ابی العباس احمدبن علی.رجال نجاشی،تحقیق سید موسی شبیری زنجانی،ص13» و اثر دیگر کتاب مبعث النبی و اخباره، از عبدالله ابن میمیون القداح که وی و پدرش راوی اخبار باقرین(ع) هستند و شیخ نجاشی وی را ثقات می داند.رجال نجاشی، ص213.

[9] .در زمینه آثار دودمانی همانند احمد ابن اسماعیل ابن عبدالله، که مهمترین اثر وی کتاب العباسی است.به گفته نجاشی این کتاب در اخبار خلفا و دولت عباسی است که در آن اخبار امین عباسی را دیدم.رجال نجاشی،ص97

[10] .در زمینه تک نگاری آثار زیادی  از نویسندگان برجسته شیعه وجود دارد از جمله این افراد می توان به عبیدالله ابن ابی رافع اشاره نمود که آثاری چون الجمل، صفین و نهروان را تألیف نموده است. شیخ طوسی،ابی جعفرمحمدبن الحسن بن علی.الفهرست،به کوشش محمود رامیار.مشهد.انتشارات دانشگاه مشهد1351ص157.

[11] .در زمینه نگارش مقتل به نویسندگان و آثار آنان اشاره می شود و نیز در زمینه نگارش حروب می توان به عبیدالله ابن ابی رافع اشاره کرد که کتابی با عنوان تسمیه من شهد مع امیرالمؤمنین دارد.وی از کاتبان امیرالمؤمنین(ع)بوده است. شیخ ظوسی،الفهرست،ص157.

[12] .در زمینه نگارش تاریخ عمومی به آثار با ارزشی از نویسندگانی چون تاریخ یعقوبی می توان اشاره کرد.

[13]. جعفریان،رسول.سیره رسول خدا.قم.انتشارات دلیل.چاپ اول1380.ج1ص25

[14] .در این زمینه با مراجعه به کتابهای رجال نجاشی و فهرست شیخ طوسی و دیگر آثار شیعی به خوبی می توان این نویسندگان را با عناوین آثار علمی آنها رسد کرد.اگرچه به عنوان نمونه چند مورد ذکر می گردد: در زمینه تک نگاری آثار زیادی  از نویسندگان برجسته شیعه وجود دارد از جمله این افراد می توان به عبیدالله ابن ابی رافع اشاره نمود که آثاری چون الجمل، صفین و نهروان را تألیف نموده است.ر.ک.فهرست شیخ طوسی،ص157.نیز محمد ابن زکریا ابن دینار دارای آثاری چون الجمل، وقعه الصفین و اخبار زید ابن علی(ع)است. ر.ک.رجال نجاشی، ص346

[15] .نجاشی،رجال نجاشی، ص8 و ر.ک.شیخ طوسی،الفهرست، ص62و63

[16] . آقا بزرگ طهرانی.الذریعه الی تصانیف الشیعه،بیروت،دارالاضواء.چاپ دوم.ج22ص23.ج22ص23

[17] . ابن قتیبه الدینوری،ابی محمد عبدالله بن مسلم.المعارف،.بیروت.دارالکتب العلمیه.منشورات محمد علی بیضون . 1424قمری.ص341

[18] . آقا بزرگ طهرانی.الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص24

[19] .شیخ طوسی،الفهرست،ص62-63.

[20] .شیخ صدوق،ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،تحقیق سید محمد مهدی«قم، انتشارات شریف رضی،1368ش،»ص219

[21] .استاد یوسفی غروی می فرمایند:وقتی به کتاب های فهارس مراجعه می کنیم در زمینه معرفی مقتل نگاران می بینیم که به عنوان اولین نوشته سخن از مقتل الحسین از اصبغ بن نباته است.این اثر صورت خارجی ندارد.احیانا تکه خبری منسوب به اصبغ بن نباته یا احیانا قاسم بن اصبغ نباته در لابلای کتاب های که الان در دست ماست به دست می آید و نه بیشتر.و بلاخره چیزی که بشود شناخت و معرفی کرد که مصداق این سخن باشد در دست نیست.(سایت اینترنتی مدرسه امام خمینی. همایش سیر مقتل نگاری سالار شهیدان و بررسی اعتبار مقاتل.با همکاری مرکز پژوهش مدرسه عالی فقه و معارف اسلامی.تاریخ13/12/1383.)

[22] .طبری،محمدبن جریر،تاریخ الامم و الملوک،«بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات»ج4، ص343:«قال هشام عن ابیه محمد بن السائب عن القاسم بن اصبغ بن نباته قال حدثنی من شهد الحسین فی عسکره...»«قال...القاسم بن اصبغ لقد رأی تنی فیمن یروح عنه...»

[23] .ابوالفرج اصفهانی،علی بن حسین بن محمد، مقاتل الطالبین،«قم،مؤسسه دار الکتاب 1385ق»ص78«قال المدائنی عن هارون بن سعد عن القاسم بن الاصبغ بن نباته قال...»

[24] . شیخ صدوق،ثواب الاعمال و عقاب الاعمال،ص218

[25] .سبط بن جوزی،یوسف بن قزعلی بغدادی، تذکره الخواص من الامه بذکر خصائص الائمه، تحقیق حسین تقی زاده «بی جا، مرکز الطباعه

و النشر للمجمع  العالمی لاهل البیت،1426ق»ج2،ص252و253«حکی هشام بن محمد عن القاسم بن اصبغ المجاشعی، قال.....»

[26] .نجاشی، رجال نجاشی،ص8

[27]. الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص23.

[28] .شیخ طوسی، رجال طوسی،تحقیق جواد قیومی اصفهانی،«قم،جامعه مدرسی1415ق،»ص129و176.

[29] .نجاشی،رجال نجاشی،ص129

[30] . شیخ مفید،الاختصاص.منسوب به شیخ مفید.تحقیق علی اکبر غفاری،«قم،جامعه مدرسین»ص67

[31] . رجال نجاشی،ص128و129

[32] .الذهبی، میزان الاعتدال،تحقیق علی محمد البجاوی«بیروت، دار المعرفه،چاپ اول1382ق»ج1،ص379و383.دهبی اقوال مختلفی را درباره ثقه و یا ضعیف بودن وی نیز نقل کرده است.

[33] .شیخ طوسی،اختیار معرفه الرجال، تحقیق،میرداماد،«قم،مؤسسه آل البیت،1404ق»ج2،ص436.

[34] . نجاشی،رجال نجاشی.ص129و آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص24

[35] . ابن الندیم،،محمد بن اسحاق.الفهرست،ترجمه و تحقیق محمدرضا تجدد.تهران،نشر امیرکبیر.چاپ سوم. 1366،ص275

[36] . تاریخ نگارش های عربی.فؤاد سزگین.ترجمه مهران ارزنده.تهران.چاپ اول1380.ص437 * به نقل از امپراطوری عرب و سقوط آن.برلین1902میلادی.

[37] .نجاشی، رجال نجاشی،ص875

[38] . شیخ طوسی.الفهرست،ص261

[39] .تستری،محمد تقی.قاموس الرجال،قم تحقیق و نشر مؤسسه النشر الاسلامی.چاپ دوم 1417قمری.ج8ص617

[40] .یوسفی غروی،محمد هادی،وقعه الطف لابی مخنف،قم، جامعه مدرسین1367ش،ص19

[41] .تستری، محمد تقی. قاموس الرجال،.ص619ور.ک. ،محمد بن اسحاق الندیم. الفهرست ص157ذیل نام ابی مخنف.

[42] . رجال نجاشی،ص875 و فهرست طوسی.ص261

[43] .آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص27 و ،محمد بن اسحاق الندیم. الفهرست، ص157

[44] . سجادی،سید صادق.تاریخ نگاری در اسلام،.تهران،انتشارات سمت1382چاپ5ص113

[45] . *بیشتر روایات طبری از ابو مخنف به تحریر هشام بن محمد کلبی به شیوه«وجاده»است.«قال هشام قال ابو مخنف»اما اینکه طبری می گوید:حدثنا هشام بن محمد عن ابو مخنف و اینکه او معمولا برای نقل قول از کتابی معین چنین می کند صحت ندارد.این احتمالا تصحیف«حدثنا»یا بهتر بگوییم«حدثت عن»است.چنانکه سایر روایات پیشین آن را تأیید می کند.تاریخ نگارش های عربی.فؤاد سزگین.ترجمه مهران ارزنده.تهران.چاپ اول1380.ص437

[46] .تستری، محمد تقی قاموس الرجال،.ص620

[47] .محمد بن اسحاق الندیم. الفهرست،ص161

[48] .نجاشی، رجال نجاشی.ص434و435

[49] . طبری،محمدبن جریر، تاریخ الامم و الملوک،«بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات»ج4، ص343:«قال هشام عن ابیه محمد بن السائب عن القاسم بن اصبغ بن نباته قال حدثنی من شهد الحسین فی عسکره...»«قال...القاسم بن اصبغ لقد رأی تنی فیمن یروح عنه...»

[50] .نجاشی، رجال نجاشی.ص435و آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص31و32

[51] .نجاشی، رجال نجاشی.ص428

[52]ابن ابی الحدید.شرح نهج البلاغه،تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم،دار احیاء الکتب العربیه،ج1،ص147

[53] .الذهبی،میزان الاعتدال،تحقیق علی محمد البجادی،بیروت،دار المعرفه،ج4،ص253.و ر.ک.ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، بیروت،مؤسسه الاعلمی للمطبوعات،ج6،ص157

[54] .نجاشی، رجال نجاشی.ص428و آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص29.و ابن ندیم. الفهرست، ص158 و شیخ طوسی. الفهرست،ص347

[55] . نجاشی،رجال نجاشی،ص19و شیخ طوسی.الفهرست، ص10و  الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص23

[56] .این اثر اکنون موجود نمی باشد.

[57] . المامقانی،عبدالله.تنقیح المقال.قم.نشر آل البیت.چاپ اول1423قمری.ج3ص284 به بعد

[58] .نجاشی، رجال نجاشی،ص19و  شیخ طوسی.الفهرست،ص10.و مامقانی،عبدالله، تنقیح المقال..ج1ص13واعیان الشیعه.سید محسن امین.بیروت دارالتعارف.ج2ص111

[59] . ابوالحسنی،رحیم.عالمان شیعه،قم.نشر شیعه شناسی.چاپ اول1384ص27و28و عبدالله المامقانی، تنقیح المقال،ج3ص284 به بعد

[60] .نجاشی، رجال نجاشی.ص187و  شیخ طوسی.الفهرست،ص158.

[61] .شیخ طوسی.الفهرست،ص79 و آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص25

[62] .رجال نجاشی.ص17 و شیخ طوسی، الفهرست ص16و17 و الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص23.

[63] . ابوالحسنی، رحیم، عالمان شیعه،.ص33

[64] .نجاشی، رجال نجاشی.ص17، شیخ طوسی، الفهرست،ص37و الذریعه الی تصانیف الشیعه،آقا بزرگ طهرانی.ج22ص23.کتاب مقتل الحسین وی اکنون موجود نمی باشد.

[65] .نجاشی، رجال نجاشی.ص347و348

[66] . نجاشی.رجال نجاشی،ص347و348و الذریعه الی تصانیف الشیعه،آقا بزرگ طهرانی.ج21ص377

[67] . الذریعه الی تصانیف الشیعه،آقا بزرگ طهرانی.ج22ص23. به نظر می رسد که یعقوبی و اجداد او نیز از شیعیان بوده اند.دلیل بر این مدعا این است، هنگامی که جد اعلای او،یعنی«واضح»از طرف هادی عباسی عامل برید مصر بود،ادریس بن عبدالله بن حسن را که از واقعه فخ جان به در برده و به مصر فرار کرده بود،او را به سرزمین مغرب فرستاد و به این سبب هادی عباسی او را به جرم خیانت به قتل رساند.

[68] . یعقوبی ابن واضح ،احمدبن ابی یعقوب.تاریخ یعقوبی،ترجمه محمد ابراهیم آیتی،تهران،علمی فرهنگی، چاپ ،1371ش ،ج1، ص502الی508.

[69] .آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص23

[70] .رک.تاریخ یعقوبی،ج2

[71] .نجاشی، رجال نجاشی.ص346

[72] .محمد بن اسحاق الندیم. الفهرست،ص121و نجاشی،رجال نجاشی،ص346

[73] .نجاشی، رجال نجاشی.ص346و محمد بن اسحاق الندیم. الفهرست،ص121و الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص28و31

[74] .نجاشی، رجال نجاشی.ص348و شیخ طوسی. الفهرست ،ص273و274

[75] .محمد بن اسحاق الندیم. الفهرست،ص406

[76] .نجاشی، رجال نجاشی.ص348و شیخ طوسی. الفهرست، ص 273و274 و الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص27 

[77] .نجاشی، رجال نجاشی.ص240تا244

[78] .شیخ طوسی. الفهرست، ص191

[79] .نجاشی، رجال نجاشی.ص240

[80] .نجاشی، رجال نجاشی.ص353

[81] .محمد بن اسحاق الندیم.الفهرست،ص234

[82] .شیخ طوسی.الفهرست،ص379

[83] .آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج21ص376و شیخ طوسی. الفهرست ،ص379 

[84] .شیخ صدوق،امالی شیخ صدوق،«بیروت،چاپ پنجم،1400ق»ص150

[85] .آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه،ج22ص25.این اثر نیز اکنون موجود نمی باشد بلکه روایات آن چنانکه اشاره شد در برخی منابع موجود است.

[86] .نجاشی، رجال نجاشی.ص385و الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج22ص28.کتاب مقتل الحسین وی  موجود نمی باشد.

[87] . شیخ طوسی، ابی جعفر محمد بن الحسن.الاستبصار،.بیروت،دارالاضواء.چاپ سوم1406قمری.ج4ص318

[88] .نجاشی، رجال نجاشی.ص392و389

[89] .آقا بزرگ طهرانی، الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج22ص28

[90] . ابن بابویه قمی(شیخ صدوق)،ابی جعفر محمد بن علی بن الحسین.من لا یحضره الفقیه،تصحیح علی اکبر غفاری. قم.جامعه مدرسین، ج2ص598

[91] . شیخ صدوق.مقتل الحسین،تحقیق و جمع آوری توسط،محمدصحتی سردرودی.قم.چاپ اول1381.

[92] . ابن شهرآشوب،مناقب آل ابی طالب،تحقیق یوسف بقاعی،انتشارات ذوالقربی،1379ش،ج4،ص64و95

[93] .نجاشی، رجال نجاشی.ص403

[94] . شیخ طوسی.الفهرست،ص287و288 و آقا بزرگ طهرانی،الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج22ص27

[95] .نجاشی، رجال نجاشی.ص18و الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج22ص29

[96] . شیخ طوسی.الفهرست،ص13 و رجال نجاشی.ص18

[97] .مامقانی،عبدالله، تنقیح المقال،.ج12 از صفحه43الی51

[98] . ابن حجر عسقلانی، شهاب الدین ابی الفضل احمد بن علی.لسان المیزان..چاپ اول.ج1ص66

این مقاله از سوی نشریه تاریخ اسلام در شماره ویژه پاییز منتشر می شود.

+ نوشته شده در  87/10/21ساعت 16:19  توسط بهنام  |