امروزه باور برخی از ایرانیان ناسیونالیست- که هم آوا با برخی مستشرقان که اصولا ایرانی را قبول نداشته و او را تروریست می خوانند- بر این است که تمدن ایران قبل از اسلام از اوج و شکوهی بزرگ برخوردار بوده است. مسلمانان به این سرزمین حمله و بزرگ منشی آن را ویران کردند. کتاب خانه ها را سوزاندند. و در یک جمله اسلام نابود گر تمدن بود. گروهی نیز از این طرف داستان منحرف شده و تمام تلاش تمدن را بر محور اهل سنت نهاده و گسترش اسلام را دئر ایران مدیون عمر و تلاش او می دانند.
در قبال موضوع اول باید گفت: آن که تمدن ایرانی را نابود کرد سلوکیان و یا همان اسکندر مقدونی اروپایی و یا به تعبیر درست یونانی بود. او کاخ هخامنشیان را نابود کرد و کتاب دینی مجوسیان را آتش زد. اسکندر با سوزاندن تخت جمشید ثابت کرد ایرانی باید نابود شود. حال قضاوت کنید که چه کسی نابودگر است. اصولا شما قضاوت کنید ساختن چهارتا ستون تمدن است. تعریف تمدن در نظر این افراد تیر و تخته است و یا .......... ؟ نیز در قبال گروه دیگر باید گفت:شیعیان در نظر خلیف دوم عامل نفوذ دینی و معنوی در دل مردم بودند. وجود آنان در مدینه خطر ساز بود. لذا در جنگ ها نتتلاش عمر استفاده از آنها بود. بنابراین توجه بود که بسیاری از فرماندهان سپاه عمر شیعیانی بودند که با زور به جنگ فراخوانده شده بودند. آنان با تبلیغ شیعه توانستند اسلام شیعی را واترد ایران بکنند. از جمله آنها سلمان فارسی بود که مداین پایتخت ایرانیان را فتح کرد. او علاوه بر مراعات مردم به آنان اختیار در انتخاب مذهب می داد. بنابر این رفتار بود که تا قرن پنجم برخی از شهرهای ایرانی همانند یزد و شیراز مسلمان نشدند.
در بخش تلاش تمدنی هم قابل ذکر است که تمام تلاش امامان شیعه با وجود علمی که داشتند تربیت متخصص و ترویج علوم بود. شاگردان آنها شبانه و مخفیانه کسب علم کرده و آثار با ارزشی را به یادگار گذاشتند. بیشتر آثار علمی از شیعیان شروع شده و اکثر این شیعیان نیز ایرانی بوده اند. حال خود قضاوت کنید که فرهنگ ایرانی شیعه قوی است یا ایرانی ..............؟
تصور ذهنی برخی از نویسندگان و برخی عوام براین است که موسس مذهب شیعه امام صادق بوده است و حال آنکه ایشان در فرصت حجوم افکار انحرافی برای پاسداری از دین به تربیت شاگردان بیشتری پرداختند و آنان در مناطق مختلف منتشر شدند. بنابر نوشتار سیوطی در الدر المنثور شیعیان در زمان رسول خدا گروهی بودند که به اسم هم معروف بودند همانند سلمان ابوذر مقداد و عمار. شیعه به معنای اصطلاحی آن در زمان رسول خدا وجود داشته و با انتخاب امام علی در روز انذار اقربین و اقرار مشرکین به پیروی ابوطالب از پسرش شاهدی است که شیعه همان اسلام است. زیرا اگرذ خلاف این بود طبری با کینه نمی گفت علی برادر و کذا و کذا و مثل بقیه سنی ها می گفت:" او برادر و وصی و جانشین من است زیرا انتشار این خبر به طور مستقیم جز بر باد دادن دودمان انحرافیون چیزی ندارد.
واژه امام در تعاریف شیعه و سنی به معنای ریاست در دین و دنیا است و به گفته قرآن کسی که ظالم باشد نمی تواند امام مردم شود. به عبارت دیگر برای ریاست باید از ظلم پاک باشیم. ظلمی همانند ظلم به خدا با شرک و بت پرستی. بنابراین اولی و دومی و سومی که مشرک بودند و بعد مسلمان شدند لیاقت امام شدن را ندارند. پس ثبت ولایت علی بن ابی طالب.
نیز از حیث عقلانی قابل ذکر است در یک شرایط کاملا مساوی که هم امکان خوب بودن هست و هم امکان بد بودن. انسانی که از اول مؤمن بوده و تا آخر عمرش خوب زیسته است با کسی که در تمامی عمرش و یا برخی از عمرش به خدا ظلم کرده آیا لیاقت رهبری دینی و سیاسی مردم را دارد. خواهید گفت خیر.ادامه مقاله در ادامه مطلب قابل پیگیری است.
چکیده
با توجه به روند مطالعات غربی ها در خصوص تاریخ و اعتقادات مکتب تشیع، این نوشتار تلاش دارد به بررسی دیدگاه مستشرقان درباره آغاز و زمینه های پیدایش این مذهب بپردازد.خاورشناسان عمدتا معاصر در این باره نظریات متفاوتی دارند.هریک با نگاهی غیر منصفانه و بر اساس رویکرد به منابع اهل سنت، رویدادهای مهم تاریخی شیعه و اندیشه های فکری خویش، زمان خاصی بعد از وفات پیامبر(ص) را به عنوان مبدأ پیدایش مذهب شیعه دانسته و علت اصلی تأسیس آن را تنها کسب قدرت سیاسی و اختلاف بر سر جانشینی پیامبر(ص) می دانند و معنای آن نفی زیربنای اعتقادی و کلامی دفاع شیعیان از حق خلافت امام علی(ع)و به وجود آمدن تشیع است.اما طبق بررسی اسناد تاریخی و اعتقادات کلامی شیعه و حتی برخی از منابع سنی، خواستگاه و پیدایی تشیع به همان زمان و روزگار رسول اعظم(ص) بر می گردد و زمینه آن به دستور پیامبر(ص) و اشاره آیات و روایات به پیروی از علی (ع)و امامان از نسل او مرتبط است.
مقتل نگاری شیعیان«از آغاز تا پایان قرن پنجم هجری»
چکیده
تأکید اسلام بر فراگیری علم و دانش، ثبت تاریخ و سیره پیامبر(ص)سبب شد تا علم تاریخ و تاریخ نگاری در آغازین مرحله خود با سبک سیره نگاری رونق بگیرد.شیعیان نیز با وجود همه موانع، سعی خود را به کار بسته و علاوه بر نگارش سیره در دیگر گونه های تاریخ نگاری از جمله مقتل نگاری تلاش نمودند و آثار با ارزشی را بوجود آوردند.کتاب های مقتل نگاری شعیان، بیشتر بیان شرح حال شهادت امامان معصوم (ع)و شخصیت های برجسته شیعه از جمله حجربن عدی است.لذا این نوشتار تلاش دارد تا با مراجعه به منابع فهرست نویسی شیعیان از جمله نجاشی، شیخ طوسی و دیگران به گردآوری اسامی و شخصیت مقتل نگاران شیعه از مرحله آغاز آن تا پایان قرن پنجم هجری بپردازد.
کلید واژگان:شیعیان،تاریخ،تاریخ نگاری و مقتل نگاری.
چکیده:
يكي از نقاطي كه مذهب شيعه بدان جا رسوخ كرد و درضمير و انديشه مردمان آن جاي گرفت بغداد است.سابقه حضور شيعيان در عراق به زماني بر مي گردد که برخي از ياران علي(ع)در سپاه مدينه براي فتح عازم عراق شدند.با استقرار حکومت امام علي(ع)و امام حسن(ع)در کوفه تفکر شيعه، به بيشتر مناطق اين سرزمين و از جمله بغداد نفوذ کرد.از زمان امام جعفر صادق (ع ) به بعد بيشتر ائمه معصومين (ع ) از جمله امام هفتم وامام نهم(علیهم السلام) چندي درآن شهر توقف كرده و سرانجام در همان شهر امام کاظم و امام جواد(ع) به شهادت رسيدند.نحوه مديريت شيعيان در بغداد عمدتا به وسيله وکلاي ائمه صورت مي گرفت.در زمان غيبت صغري، نواب اربعه كه مرجع عموم شيعيان بودند در بغداد زندگي مي كردند و از امور سیاسی،اقتصادی و دینی آنان غافل نبودند.نیز دانشمندان و رجال شيعه نيز ازآغاز بناي بغداد دراین شهررفت وآمد و يا توقف كرده و به تبلیغ و هدایت سیاسی و فکری شیعیان می پرداختند.
سيّد مرتضي نجومي فرزند علامه متقي سيد محمد جواد نجومي فرزند علامه متقي سيد ميرزا اسماعيل نجومي است.
ستاره اي تابناك در فضل و كمال و فرهنگ و هنر و تقوي و معرفت است در اوايل جواني مورد توجه بزرگان و در حوزة مقدرسه در فضل و كمال انگشت نشان بود. به همين جهت علامه طهراني در كتاب طبقات اعلام الشيعه خود نام او را در شمار بزرگان شيعه آورد. با آنكه علامه طهراني در قله پير ي و كهن سال و علامه نجومي در عين جواني و فرق بين سن شريف آن دو بيش از پنجاه سال بود .
استاد علامه سيد مرتضي نجومي در كرمانشاه در 5 آذر ماه 1307 شمسي متولد گرديد. در كودكي به مدارس ابتدايي داخل و تا كلاس دوم دبيرستان خوانده سپس بيرون آمده در حوزه علميه كرمانشاه مشغول تحصيل علوم حوزوي گرديد. درسهاي سطح حوزه را نزد علماء شهر خود كرمانشاه به ويژه نزد والد متقي و متدين خود خواند. بيش از پنج سال دروس حوزوي را در كرمانشاه خواند و سپس عازم حوزة مقدسه نجف اشرف شد و دروس نهايي سطح رسائل و مكاسب و كفايه را نزد اساتيد برزگ آنجا با اتمام رساند و در درسهاي خارج فقه و اصول بزرگان نجف و آيات عظام آنجا امثال آقا ميرزا محمد باقر زنجاني از بزرگترين شاگردان ميرزا محمد حسين نائيني و آيت الله آقا سيد محمود شاهرودي و آيت اله آقا سيد محسن حكيم و آيت اله آقا سيد عبدالاعلي سبزواري و آيت الله خويي رضوان الله عليهم حاضر شد.
علاقه شديدي نسبت به آيت الله العظمي علامه متقي بزرگوار آقا ميرزا محمد باقر زنجاني پيدا نمود و لذا بيش از 17 سال به درس ايشان حضار شد و تقريرات درسي ايشان را نوشت. مرحوم علامه زنجاني هم تقريرات درسي او را مرتب مي خواند و بسيار علامه نجومي را دوست مي داشت. همانطور كه علامه نجومي هم بسيار آن مرحوم را دوست مي داشت و ميرزاي زنجاني اجازه اجتهاد را مي نوشت استاد علامه نجومي اجازات اجتهاد و نقل حديث نيز از آيات عظام ديگر دريافت نمود.

تاریخ اجتماعی شیعیان در نیمه اول قرن هفت «ه.ق»
چکیده
تحقیق درباره تاریخ اجتماعی اقوام و جوامع گذشته،رویکردی جدید به تاریخ است که یافته های بسیاری فرا روی تاریخ پژوهان قرار می دهد.بر خلاف سبک سنتی تاریخ نگاری، تاریخ اجتماعی عهده دار کشف لایه های پنهان، بررسی سبک زندگی، ارتباطات و نوع تفکر انسان های پیشین است.در این پژوهش بر مبنای همین رویکرد سعی بر آن است تا و ضعیت اجتماعی و سبک زندگی شیعیان را در نیمه اول قرن هفتم هجری مورد بررسی قرار گیرد.زیرا در این دوره، شیعیان در مناطق مختلفی از سرزمین اسلامی به نوع وسبک خاصی از زندگی اجتماعی مشغول و در پی اتفاقات و تحولات سیاسی ((خلافت عباسی- و تهاجم مغول))و اجتماعی همواره رفتارهای اجتماعی آنها دچار تغییراتی شده است.
کلید واژگان:تاریخ اجتماعی،شیعه،مؤلفه ها، آداب و رسوم.
در جریان سفری که به مکه و مدینه داشتم از وهابیان مستقر در مدینه سوال کردم که آیا پیامبر ص برای بعد از وفاتشان جانشینی تعیین نمود و یا اینکه آن را به خلق واگذار کرد؟اگر تعیین نمود طبق مستندات تاریخی در روز غدیر و استدلال عقلی برای تعیین جانشین، باید کسی را معرفی می کرد که بهترین فرد از حیث تقوا و عدل بوده و حتی یک لحظه بت نپرستیده باشد زیرا بت پرستی ظلم در حق خداست.و اگر معرفی نکرده است قاعدتا باید به خلق واگذار می کرد و عقل هم حکم می کند که در این زمان باید سران قبایل از بطون قریش و انصار حضور یابند، اما در روز سقیفه علاوه بر مخالفت انصار از خلیفه اول، بنی هاشم در جریان انتخاب خلیفه حضور نداشتند و حتی مهلت ندادند که آنها حضور یابند-آنها مشغول غسل و کفن پیامبرص بودند- زیرا بر اساس شواهد تاریخی شخصیت عباس شخصیتی قابل توجه بود، اگرچه در رأس این طایفه علی بن ابی طالب و عباس عموی پیامبر ص بودند اما آناها را به این جریان دعوت نکردند.چرا؟اگر بگویید که انتخاب خلیفه مهمتر است از دفن پیامبرص، آیا علی ع عقلش نمی رسید که امر معاش و معاد مردم با هم گره خورده است.مگر نه این است که وی در سخنانی می فرمایند مردم در هر شرایطی به حاکم نیاز دارند.قطعا این را نخواهید گفت.علاوه بر شواهد تاریخی غدیر غم و بیانات خلیفه دوم درباره علی ع که می گفت بخ بخ لک یا علی، این احتمال عقلای است که حاضران در سقیفه از جانشینی علی ع خبر داشتند لذا اگر او می آمد حق خود را بیان می کرد و مردم بیعتی دوباره می کردند.چگونه ابوبکر توانست اهل سقیفه را مجبور به بیعت کند اما علی با زبان نرم نمی توانست آنان را متقاعد کند؟با این پرسش ها و چندین پرسش دیگر درباره معنای غدیر و جریان حضور یمنیان در حج آخر پیامبر ص انتظار آن داشتم پاسخی علمی و تاریخی و یا عقل پسند بشنوم اما وی پاسخ داد ایرانی ها فلسفی بحث می کنند فلسفه حرام است برو و حرکت کن ای....منظورش همان ضد انقلاب خودمون بود.